مجموعه داستان های هوشنگ گلشیری از سال 1339 تا 1377 در کتابی با عنوان نیمه تاریک ماه به چاپ رسیده است و مشتمل بر 36 داستان کوتاه می باشد که به ترتیب تاریخ چاپ در کتاب آورده شده اند. این مجموعه در ابتدا قرار بود توسط خود نویسنده در زمان حیاتش به چاپ رسد اما متاسفانه با فرا رسیدن زمان مرگ نویسنده این اتفاق رخ نداد و به کوشش همسر گلشیری، فرزانه طاهری پس از مرگ وی گرد آوری شده است. علی رغم اینکه گلشیری نویسنده ای صاحب نام و صاحب سبک و جزو روشن فکران بزرگ معاصر به شمار می آید و بسیاری از بزرگان او را بعد از صادق هدایت تاثیرگذارترین نویسنده ایرانی می دانند اما این کتاب ارزشمند آن چنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است. شاید یکی از دلایل این امر نثر پیچیده گلشیری است که هرکسی نمی تواند با آن ارتباط برقرار کند. گلشیری اغلب به جامعه نگاه بدبینانه ای دارد و در اکثر داستان هایش می بینیم که یک نگاه آخرالزمانه ای وجود دارد همچنین روی صحبت وی بیشتر به نظر می رسد که طبقات فرهیخته و روشنفکر جامعه است. گلشیری مشغله های نویسندگی اش را به شش دسته تقسیم کرده: 1- مشغله واقعیت و خیال 2- سیاست 3- گذشته و گذشتگان 4- ابزار شناخت بودن ادبیات 5- زبان و 6- ساختار داستان. به هر حال این ها نباید باعث شود تا خواننده از آثار گلشیری چشم پوشی کند. این مجموعه یکی از بهترین آثار ادبی مدرن به زبان فارسی است. وی خود این مجموعه را حاصل تمام زحماتش در حوزه ی داستان کوتاه می داند.
کتاب چشمهایش از آثار معدود زبان فارسی است که در مرکز آن یک زن با تمام عواطف و ارتعاشات روانی و ذهنی قرار گرفته است. استاد ماکان- نقاش بزرگ -که یک مبارز سیاسی علیه دیکتاتوری رضا شاه است، در تبعید میمیرد. یکی از آثار باقیمانده از او پردهای است بهنام چشمهایش؛ چشمهای زنی که گویا رازی را در خود پنهان کرده است. راوی داستان که ناظم مدرسه و نمایشگاه آثار استاد ماکان است، سخت کنجکاو است راز این چشمها را دریابد. بنابراین سعی میکند زن در تصویر را بیابد و از ارتباط او با استاد ماکان بپرسد. پس از سالها، ناظم زن مورد نظر را مییابد و در خانه او با هم گفتوگو میکنند. زن به او میگوید که او دختری از خاندانی ثروتمند بوده و به خاطر زیباییاش توجه مردان بسیاری را جلب خود می کرده اما آنها برای او سرگرمیای بیش نبودند و تنها استاد ماکان بود که توجهی به زیبایی و جاذبهاش نداشته است. زن برای جلب توجه استاد با تشکیلات مخفی سیاسی زیر نظر استاد همکاری میکند اما استاد نه فداکاری او را جدی میگیرد و نه احساسات و عشق او را درمییابد. در آخر استاد از سوی پلیس دستگیر میشود و زن به درخواست ازدواج رییس شهربانی که از خواستاران قدیمی او بوده است، به شرط نجات استاد از مرگ، پاسخ مثبت میدهد. استاد به تبعید میرود و هرگز از فداکاری زن آگاه نمیشود. در تبعید پردهٔ چشمهایش را میکشد، چشمهایی که زنی مرموز اما هوسباز و خطرناک را نمایان میکند.زن میداند که استاد هرگز او را نشناخته و این چشمها از آن او نیست. هنوز بر سر اینکه داستان از زندگی کمالالملک الهام گرفته شده است یا زندگی تقی ارانی، اختلاف نظر وجود دارد.
نوشتن یعنی رهاشدگی از تمامی قید و بندهای بشری. یعنی فوق بشر شدن. یعنی رفتن به مرزهای ناشناخته یی که قابل مکاشفه ست و تا به حال کسی کشف اش نکرده ست و فقط نویسنده با قدرت تخیل وحشی اش که کوله بار پرواز می بندد و روح اش را عرق می ریزاند، و جسم اش را هم، تا در لذت شهودآمیز جستجو به لحظه های جاودانه یی برسد که تجربه اش فقط از او می توانسته ست بربیاید. حرف زدن و عمل کردن از جانب آدم هایی که هرگز وجود نداشته اند و نخواهند داشت، با چهره ها و جنس ها و سن های گوناگون شان، لذت رهاشدگی در متن داستان را خواستنی تر و بی انتها تر می کند. کشتن زندگان و زنده کردن مردگان، سیر آفاق و انفس زمینی و آسمانی، تجربه ی حس ها و حرف ها و اعمالی که هرگز از او و دیگران سر نزده ست، و تکرار سوال های بی جوابی که همیشه دغدغه اش بوده ست و خواهد بود، نوعی جادوگری ست که فقط با کلمه خلق می شود و با هیچ لذتی در دنیای امروز قابل قیاس نیست.
رازهای سرزمین من رمانی است تاریخی، نوشته ی رضا براهنی که در سال 1366 منتشر شده است. داستان بلندی که حول رخداد های مهم ایران معاصر من جمله سربرآوردن فرقه یدموکرات در آذربایجان، حضور مستشاران آمریکایی در ایران، کودتای 1332 ، رفتن شاه و در نهایت پیروزی انقلاب می چرخد. رازهای سرزمین من رمانی واقعگرا است که در قسمت هایی از کتاب به سمت رئالیسم جادویی می رود. هر فصل کتاب توسط یک شخصیت روایت می شود، عاملی که باعث می شود داستان همانند یک پازل شکل بگیرد. مهتمرین شخصیت رمان حسین است جوانی که به عنوات مترجم برای مستشاری آمریکایی کار می کند و شاهد قتل این فرد توسط سیزده نفر از افسران ارتش بوده است. حوادث دیگر رمان از پی این حادثه شکل می گیرند. افسران ارتش اعدام می شوند و حسین نیز به حبس ابد مجکوم می شود... رازهای سرزمین من کتابی است جذاب و خوانا که با در دست گرفتنش تمایلی به کنار گذاشتن آن ندارید.
کتاب آینه های دردار، رمانی نوشته ی هوشنگ گلشیری است که اولین بار در سال 1992 چاپ شد. داستان این رمان به نویسنده ای میانسال به نام ابراهیم می پردازد که به منظور شرکت در گردهمایی های ادبی ایرانیان خارج از کشور، راهی سفری به اروپا می شود. ابراهیم در پایان یکی از جلسات این گردهمایی ها، به نوشته ی کوتاهی از کسی برمی خورد که ظاهرا او را می شناسد. این شخص از ابراهیم خواسته که در صورت سفر به پاریس با شماره ی داده شده تماس بگیرد. با گذشت زمان، یادداشت های دیگری از همین شخص به دست ابراهیم می رسد. اما این شخص چه کسی است؟ هوشنگ گلشیری در کتاب آینه های دردار، داستانی چندوجهی و جذاب را خلق کرده که مخاطبین را در دنیای ذهن و عواطف شخصیت هایش غرق می کند.
این کتاب مجموعه ی هشت داستان کوتاه است که با توجه به عنوان آن می توان انتظار داشت که از خاطرات خود نویسنده تاثیر گرفته باشند و یا شاید عینا روایت خاطرات نویسنده باشند. اتوبوس شمیران : خاطره ای از دوران کودکی و راننده اتوبوسی به نام عزیز اقا که همواره با اتوبوس او به خانه بر می گشت. دوست کوچک : درباره ی دوران مدرسه و پیوند دوستی عمیقی که با امدن دوست سوم از هم می پاشد . خانه ی مادر بزرگ : از خانه مادربزرگ و عروسی دختر دایی اش می گوید از حال و هوای آن زمان از خرید لباس و ... پدر : داستانی درباره ی زندگی و مرگ پدرش می باشد . خدمتکار :داستان ترک کردن خانه توسط خدمتکار قدیم و تلاش برای یافتن خدمتکار جدید . مادام گرگه : داستان درباره ی زمان اقامت آنها در پاریس و همسایه بداخلاقی که داشته اند . خانه ای در آسمان : داستان در مورد زنی است که پسرش همه زندگی اش را فروخته و به فرنگ رفته است مادر بین خانه دختر و پسرش در رفت و آمد است و در هیچ کدام جایی ندارد . عادت های غریب آقای الف در غربت : داستان مردی که وطن را ترک کرده است و در غربت به سر می برد.