اقای نویسنده و جنجال بر سر آپارتمان دولتی، در واقع خاطره ای است که نویسنده از زندگی خودش روایت کرده است. برای تحقیق و مطالعه درباره ی زندگی نیازی به رفتن به ماموریت هنری و خرج تراشی بیهوده برای خزانه ی دولت نیست، زندگی را در همان جا که هستید بررسی کنید: هم بسیار پر بارتر خواهد بود و هم ارزان تر. دست کم می توانید نگاهی به حیاط مجتمع ما بیندازید، ببینید چه آدم هایی، چه تیپ هایی، چه سرنوشتهایی ! احتمالا در کارخانه ی ماشین سازی کامسکی یا راهآهن بایکال-آمور هم آدم های جالب توجه پیدا می شود ولی نه به این نسبت. مجتمع ما مجتمع خیلی به خصوصی نیست، ولی نمی شود هم که گفت معمولی است. اینجا «مهندسان روح بشر» زندگی می کنند، اعضای تعاونی مسکن «نویسندگان مسکو». آدمهای بسیاری روی کره ی زمین وجود دارند که در طول زندگی شان حتی یک نویسنده ی زنده را هم به چشم ندیده اند، ولی در مجتمع ما بیش از صد نویسنده ی زنده هست. نویسندگان مشهور، کم شهرت، و اصلا بدون شهرت. ثروتمند، فقیر، با استعداد، منحصر به فرد، بی استعداد، چپی، راستی، وسطی و هیچ جایی. دهها سال است که یکدیگر را می شناسند. در زمان های گذشته یکدیگر را می خوردند، ولی حالا در صلح و صفا زیر یک سقف زندگی می کنند
«بگذارید اشکم را بریزم»؛ بسیاری از ما در سوگ ها و فقدان هایی که در زندگی تجربه کرده ایم، با عجز، این جمله و شبیه به این را خطاب به دیگرانی که از بی تابی ما بی تابند، به زبان آورده ایم یا مستأصل به آن فکر کرده ایم. سوگواری چیست و چرا اینقدر مهم است؟ روانکاوی و روانشناسی سعی کرده به آن پاسخ هایی دهد، ولی آیا این پاسخ ها، به کار انسان سوگوار می آیند؟ در این میان اما هنر و به ویژه ادبیات ثابت کرده که به کار می آید. خواندن و نوشتن در هنگامه ی سوگواری، یکی از عجیب ترین و منحصربه فردترین تجربه های بشری ست. خواندن آنچه نویسندگان از مرگ عزیزانشان نوشته اند، ورود به دنیایی ست که حتی اگر خودمان نیز هنوز مرگ و سوگی عظیم را تجربه نکرده باشیم، تأثیر شگرفی بر ما خواهد گذاشت. کتاب «لنگرگاهی در شن روان: شش مواجهه با سوگ و مرگ» سند زنده ی تأثیر ادبیات در هنگامه ی دهشت مرگ و فقدان است. روایت اینکه چه طور، اذهان بزرگ نویسندگان بزرگ می تواند تجربه ای چنین جانکاه را به اثری ادبی تبدیل کند که خود، یک فرم سوگواری ست؛ گونه ای مناسک که خاصه ی نویسندگان است. نوشته های شش نویسنده از دیروز و امروز، در قالب های جستار، نامه نگاری و خاطره نویسی در کتاب «لنگرگاهی در شن روان: شش مواجهه با سوگ و مرگ» کنار هم قرار گرفته اند. نوشته هایی در سوگ پدر، مادر، همسر، فرزندان و دوستان که از «راینر ماریا ریلکه» ی قرن نوزدهمی تا «چیماماندا انگزی آدیچی» قرن بیست ویکمی را در برمی گیرد که این آخری، از مرگ پدرش در همین دوران کرونا نوشته است؛ لحظه ای اکنون و نزدیک به خوانندگان کتاب در دهه ی سوم آغاز هزاره ی سوم. اگر شما نیز به وقت خواندن نوشته ی خودتان در مرگ عزیزی، بیش از زمان نوشتنش اشک ریخته اید، «لنگرگاهی در شن روان»، بیش از دیگران، بر شما اثر خواهد کرد.
معرفی کتاب مراسم قطع دست در اسپوکن اثر مارتین مک دونا مترجم: بهرنگ رجبی انتشارات: نشر بیدگل
نمایشنامه ای سرشار از خشونت در باب ماهیت زندگی در شرایط التقاطی پست مدرن است. زندگی که حتی اعضا و جوارح بدن در آن تکه تکه می شوند. کارمایکل با یک چمدان پر از دست سفر می کند. توبی دستی دارد که دوست دارد کارمایکل را با قیمت مناسب بفروشد. مریلین آرزو می کند توبی هرگز آن دست را از موزه به سرقت نبرد. مرگ و زندگی در چنگال اوضاع است و سرنوشت توسط دیوانه ها و دیوانگان در این بازی جدید کمیک تاریک از نمایشنامه نویس تحسین شده مارتین مک دونا اداره می شود. این اثر انتقادی ماهیت زندگی روزمره آمریکایی ها را برملا می کند ، وسواس ، تعصبات ، جنون ، وحشت ها و مهمتر از همه پوچی هایی را که مردم در زیر آن می خزند را آشکار می کند.
آگوست 1991، آپارتمانی بی دروپیکر در نیویورک. آلیک نقاش روس مهاجر رو به احتضار است. حواریون او گردهم آمده اند، هیچ کدام نتوانسته اند آلیک را از زندگی شان کنار بگذارند. حالا همه ی این زنان و مردان مهاجر، کنار بستر مرگ نقاش محبوب حاضرند، تلویزیون تانک ها را در مسکو نشان می دهد و این تصویر آناتومی مهاجران را کامل می کند. بوریس یلتسین جلوی دوربین های تلویزیونی ظاهر شده، شوروی می خواهد به دنیا روی خوش نشان بدهد. و تماشاچی ها پای تلویزیون، اینجا در نیویورک، هنوز از مسکو دل نکنده اند و بالای سر محتضری در جست وجوی راهی برای ادامه دادن هستند. کتاب تدفین پارتی
نویسنده: آتور میلر مترجم: حسن ملکی انتشارات: نشر بیدگل
هیچ کس جرئت نداره این مرد رو سرزنش کنه. شماها نمی فهمید: ویلی یه فروشنده بود. برای یه فروشنده، زندگی آخر خط نداره. اون پیچ تُو مهره نمی کنه، از قانون حرف نمی زنه، یا نسخه برای مریضت نمی ده. یه مردیه که کیلومترها دور از خونه، در اوج غصه هم باشه، زندگیش بسته به یه لبخند و کفشیه که برق بزنه. و وقتی که دیگه کسی جواب لبخندش رو نده- اون وقت زلزله می شه. کافیه چهارتا لک بیفته به کلاهت، دیگه کارت تمومه. هیچ کس جرئت نداره این مرد رو سرزنش کنه. فروشنده باید رؤیا ببافه، پسر. این ذات این رشته ست.
داستان مربوط به شخصی به اسم ، الکساندر ایوانوویچ لوژین است.هم کلاسی های او ، لوژین را پسری معمولی، ترسو و آدمی شکست خورده می دانند و مدام او را مسخره می کنند. یک روز شخصی به مهمانی پدر او می آید و از او سوال می شود که آیا می داند چگونه شطرنج بازی کند؟ این برخورد به عنوان انگیزه او برای انتخاب شطرنج است. او مدرسه را رد می کند و برای یادگیری اصول اولیه به خانه عمه اش می رود. او به سرعت بازیکن بزرگی می شود و در مسابقات محلی ثبت نام می کند و قهرمان می شود. استعداد وی در شطرنج او را در کمتر از ده سال به سطح استاد بزرگی می رساند. سالهاست که وی به عنوان یکی از برترین بازیکنان شطرنج جهان شناخته می شود اما نتوانسته قهرمان جهان شود.در طول یکی از مسابقات ، در یک استراحتگاه ، او با دختر جوانی ملاقات می کند که علاقه او را به خود جلب می کند. آنها درگیر عشق می شوند و لوژین سرانجام به او پیشنهاد می دهد. زمانی اوضاع بدتر می شود که او در مقابل توراتی ، استاد بزرگ ایتالیا قرار می گیرد ، در مسابقه ای برای تعیین اینکه چه کسی با قهرمان فعلی جهان روبرو خواهد شد..
"پنین" از محبوب ترین رمان های "ولادیمیر ناباکوف" است که یکی از بامزه ترین و در عین حال دل آزارترین شخصیت ها را در میان کاراکترهایی که به وسیله ی او خلق شده دارا می باشد. پروفسور تیموفی "پنین" مهاجری روسی در دهه ی پنجاه میلادی است که گمراه و سرگردان شده و با تشویش در یک کالج آمریکایی به کار مشغول شده است. "پنین" تلاش می کند تا عزت و شرافت خود را در مجموعه ای از سوءتفاهمات غم انگیز و گاه طنزگونه حفظ بنماید. اما تمام این رویداد ها در بستری از توطئه های ظریف دانشگاهی و دست کاری های یک راوی که عامدانه غیر قابل اعتماد جلوه می کند، اتفاق می افتد. "ولادیمیر ناباکوف" ابتدا او را به شکل یک شخصیت تقریبا کمیک آفریده که به تدریج در مقابله با افرادی که به او می خندند، قدم علم می کند. "پنین" که قهرمان مضحک و دلهره آور این رمان جذاب است، چه با سوار شدن در یک قطار اشتباه برای ارائه ی یک سخنرانی به زبانی که چندان هم به آن مسلط نیست، و چه با برگزاری یک مهمانی با اساتید پرمدعا که در آن می فهمد قرار است شغلش را از دست بدهد، آرام و به تدریج عمیق ترین غرایز محافظت کننده ی خوانندگان را برمی انگیزاند. او همچنین عاشق خستگی ناپذیری است که هر چه در آستین محبت دارد به معشوقه ی بی وفای خود تقدیم کرده و در ازای آن هیچ چیز به جز بی توجهی و تمسخر دریافت نمی کند. این رمان تحسین شده با خط داستانی غیریکنواخت خود توجه مخاطبین زیادی را به خود جلب ساخته و شهرت ملی و بین المللی زیادی را برای "ولادیمیر ناباکوف" به ارمغان آورده است.
«فاجعۀ چرنوبیل یکی از باورنکردنیترین رویدادهای مهم جهان در صد سال گذشته است، با این همه، کمتر کسی میداند چه روی داده است. این سردرگمی بعضاً ناشی از آن بود که همۀ اطلاعات منتشرشده طی پنج سال پس از حادثه تحریف شدند تا متناسب با یک روایت گزیده شوند: اینکه مقصر کارکنان نیروگاه بودند... هر کتاب، روزنامه، فیلم مستند و تارنمای جدیدی روایت تقریباً متفاوتی از داستان ارائه میداد و تناقضها حتی امروز هم دیده میشود.» اندرو لدربارو در پی سفرش در سال ٢٠١١ به چرنوبیل تجربۀ منحصربه فردش را با مخاطب به اشتراک میگذارد و در تلاش است تا مفاهیم و جزئیات درستی به دست آورد و حقیقت را دربارۀ اشتباهاتی که در چرنوبیل رخ داده بفهمد. او برخی جنبههای تخصصی را سادهسازی کرده و ماجرا را مانند یک داستان روایت میکند تا خواننده آسانتر داستان را دنبال کند و درک بهتری از آن داشته باشد.
این رمان که برگزیده جایزه ادبی فمینا در سال ۲۰۰۳ نیز شده است، روایتی است از اعتراف راوی داستان به قتل یک زن که از لحظه نخستین دیدرا راوی با او که امرنس نام دارد شروع میشود و ماجراهایی که میان آنها رخ داده را با جزئیات توصیف میکند.
کتاب سفر به گرای 270 درجه نوشته احمد دهقان، نگاهی جدید به جنگ است که به چند زبان زنده جهان ترجمه شده و اثر داستانی مهمی در این حوزه به شمار میرود. این رمان توانست جایزه بیست سال داستان نویسی، چهارمین دوره انتخاب کتاب سال دفاع مقدس و بیست سال ادبیات پایداری را از آن خود کند. نه تنها در ایران که در اکثر جهان ادبیات چه به صورت نفرت از جنگ و بازبینی واقعیتها و تبعات انسانی و مالی آن مانند جنگ و صلح تولستوی که نگاهی است منتقدانه به جنگ و سرنوشت مردان جنگی و چه به صورت نگاه زیبا شناختی به جنگ در بیشتر کتابهای پس از جنگهای بزرگ که مردان جنگ و نویسندگان جنگی آن را به عنوان خاطره داستانی و یا به صورت رمان جنگی نوشتهاند. این مقوله پس از جنگ هشت ساله ایران و عراق و ادبیات و هنر دفاع مقدس به صورت آشکار خود را نشان میدهد. یعنی کمتر میتوان رمان و داستانی یافت که به صورت منتقدانه مانند جنگ و صلح تولستوی به جنگ پرداخته باشند. زیرا جنگ در ایران تحمیلی بود و دفاع مقدس و نگاشتن از جنگ ثواب ابدی داشت. لذا نمیشد به چنین جنگی منتقدانه نگریست. اما آنچه در وداع با اسلحه میگذرد در ایران اسلامی مقدس است و حس ناستولوژی و دلتنگی جبههها را به دنبال دارد. احمد دهقان از نویسندههایی است که در آثارش با عبور از لایههای ترد و شکننده، به اعماق جنگ راه پیدا میکند. راوی این داستان با «سفر به گرای 270 درجه» زندگی دیگری را تجربه میکند و ما را با خود به فراسوی آنچه اتفاق افتاده است میبرد.
متقین شرح خطبه متقین نهجالبلاغه است، خطبهای عظیم و عمیق که حضرت امیرالمؤمنین در پاسخ همام که گفت یا علی! صف لی المتقین (متقین را برایم توصیف کن)، فرمودند. خطبه چنان عمیق و پرمعنا است که با اعتراف نویسنده مبنی بر ایجاز متن باز کتاب قریب چهارصد صفحه شده است. در این کتاب سیدمهدی شجاعی با استفاده از آیات قرآن و احادیث و روایات، به شرح و توضیح عبارت به عبارت خطبه میپردازد. در ذیل عبارت «ومشیهم التواضع» میخوانیم: این دریادلان بال بر زمین تواضع میسایند و در آسمان خضوع پرواز میکنند و از زلال چشمه خشوع مینوشند و در باران فروتنی غسل میکنند. تواضع را میوه درخت علم خویش میدانند و فروتنی را زکات خرمن متراکم شرف و فضیلت خود میشمرند. این بزرگمنشان همچنان که شیرینی عفو و گذشت را در زیر دندان قدرت خود مزمزه میکنند، حلاوت تواضع را بر بام رفعت خویش میچشند.
سایرمارک توین، با شیطنت پر شر و شور و ماجراجویی اسطورهوارش، در زمرهی مهمترین و درخشانترین باز آفرینیهای دوران کودکی و نوجوانی در تاریخ ادبیات جهان است: جست و خیزی شادمانه، سرشار از طنزی گرم و شیرین و انسانی. در این کتاب با شخصیتهایی دوست داشتنی و فرموش نشدنی آشنا میشویم - تام سایر، هاک فین، خاله پالی، و دیگران - شخصیتهایی که چند سال بعد در دیگر شاهکار مسلم مارک توین، هاکلبری فین، هم حضور مییابند، و در اینجا با نقش آفرینی شگفتآور خود ماجراهای تام سایر را به نمونهی حیرتانگیزی از فهم و ادراک روابط انسانی بدل میکنند. در صحنههای به یاد ماندنی و سخت خندهآوری همچون ماجرای مشهور سفید کردن نردهی خانهی خاله پالی، یا در صحنههای هولناکی مانند قتل دکتر رابینسن در قبرستان، توین تصویر بس واقعبینانهای از جامعهی بشری به دست میدهد - توصیفی بیپرده و هوشمندانه و در عین حال دلپذیر و مهرآمیز از جامعهای که در اسارت آرزوها و خرافات و نادانیهایش رفتاری گاه مضحک و گاه بلاهت آمیز و گاه وحشیانه به نمایش میگذارد. ماجراهای تام سایر از همان چاپ نخست خود در سال 1876 به اثر کلاسیک بدل شد، شاهکار دلکشی که پیر و جوان به یکسان از خواندنش لذت میبرند، به قلم داستانگوی استخواندار چیره دستی که در اینجا پهلوانوار آستینش را بالا زده و قریحهی تابناکش را سراپا به میدان آورده تا هوش از سر همه برباید؛ همان نویسندهای که ویلیام دین هاوئلز او را "ابراهام لینکلن ادبیات امریکا" نامید و ویلیام فاکنر او را "پدر همهی ما" خواند. مجموعهی این ویژگیها تام سایر را به یکی از پر خوانندهترین داستانهای ادبیات جهان، در همهی زمانها و همهی زبانها و همهی نسلها، بدل کرده است. چاپ فارسی حاضر، شامل تصویرهای سیاه قلم و کلاسیک نخستین چاپ ماجراهای تام سایر (1876)، اثر ترو دبلیو ویلیامز، طراح و تصویرگر آمریکاییست، که مارک توین سخت به کارهایش علاقه داشت. هشت تصویر رنگی بسیار هنرمندانهی تروی هاوئل، نقاش و تصویرگر معاصر امریکایی، و چند نقشمایهی آرایشی دیگر، کار اسکات مکائن، هم به متن افزوده شده است.
نویسنده: جی. دی. سلینجر ترجمه: احمد گلشیری انتشارات: ققنوس کتاب دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم مجموعهای از نه داستان کوتاه است که جی.دی سلنجیر نویسندهی مشهور آمریکایی، آنها را در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم به خوانندگان معرفی کرد. سلینجر بیش از 30 داستان کوتاه در مجلات مختلف آمریکایی از جمله مجلهی نیویورکر منتشر کرده بود. او بین سالهای 1948 تا 1953 از این میان 9 داستان کوتاه خود را گزینش کرد و در سال 1953 در یک کتاب با عنوان اصلی «نه داستان» منتشر کرد. کتاب «نه داستان» اولینباردر ایران با عنوان دلتنگیهای خیابان چهل و هشتم منتشر شد.
کتاب دنیای سوفی، داستانی جذاب و خواندنی از رمان تاریخ حکمت غرب به قلم یوستاین گاآردر است که تاریخ فلسفه را به زبان ساده برای نوجوانان تشریح میکند. دنیای سوفی را دکتر مهدی سمسار به فارسی برگردانده است. کتاب دنیای سوفی تاکنون به ۵۴ زبان ترجمه شده و علاوه بر نوجوانان، توجه بزرگسالان را هم بهخود جلب کرده است.
بیخردی نویسنده: باربارا تاکمن انتشارات کارنامه باربارا تاکمن در "تاریخ بی خردی" با ترکیب نمونه هایی گسترده، از تسلیم شدن غیر منطقی امپراتوری مونتزوما در سال 1520 تا حمله ژاپن به پرل هاربر، حماقت را بررسی و آن را به عنوان سیاست های غیر عاقلانه دولت ها و بر خلاف منافع آنها تعریف می کند. او در " تاریخ بی خردی" با جزئیاتی واضح چهار نقطه عطف تعیین کننده در تاریخ را که نشان از بی خردی دارند روشن می کند: جنگ تروجان ، تجزیه ی Holy See که توسط پاپ های رنسانس هدایت شد، از بین رفتن مستعمرات آمریکایی توسط جورج سوم و انگلیس و اشتباهات مداوم دولت امریکا در ویتنام. باربارا تاکمن در کتاب "تاریخ بی خردی" استعداد بالای خود را برای نشان دادن مردم، مکان ها و وقایع تاریخی به نمایش گذاشته است.
نویسنده: هارپر لی مترجم: رضا ستوده انتشارات: انتشارات نگاه
داستان کشتن مرغ مینا از زبان دختری به نام اسکات فینچ روایت میشود. او دختر وکیلی سفیدپوست به نام آتیکوس فینچ است که در جامعهای نژادپرست و خودپسند زندگی میکند. آتیکوس فینچ کار وکالت جوان سیاهپوستی را قبول کرده است که به اتهام ناروای تجاوز به یک دختر سفیدپوست در زندان است. هارپرلی در کتاب کشتن مرغ مینا، وکیل را به عنوان قهرمان اخلاقی نشان داده است. او همچنین در تلاش بوده تا ماسئل مختلفی مانند بی عدالتی نژادی و کشتار بی گناهان، مسائل مربوط به طبقات اجتماع، شجاعت، محبت، نقشهای جنسیتی را نشان بدهد.
کتاب «بانو با سگ ملوس و چند داستان دیگر» اثر «آنتوان چخوف» مجموعهای از بهترین داستانهای کوتاه ادبیات روس است که عبارتاند از «چاق و لاغر»، «آفتابپرست»، «ماسک»، «وانکا»، «شوخی»، «سرگذشت ملالانگیز»، «سبکسر»، «انگور فرنگی»، «ئیونیچ»، «جان دلم» و «بانو با سگ ملوس»؛ این داستانها بین سالهای 1883 تا سال ۱۸۸۹ به نگارش درآمدهاند. «بانویی با سگ کوچولویش» The Lady with the Dog یکی از داستانهای کوتاه و معروف این کتاب است که به زبانهای مختلف بارها ترجمه و چاپ شده است. این داستان دربارهی مردی به نام «دمیتری دمیتریچ گوروف» است که با همسرش زندگی میکند. او به بیوفایی و خیانت روی میآورد و دلبستهی «آنا سرگه یونا» میشود. داستان آشنایی و رابطهی آنها یکی از ماندگارترین داستانهای کوتاه «آنتوان چخوف» را رقم زده است. «آفتابپرست» از داستانهای دیگر این نویسنده است که حاصل سالهای اول تجربهی نویسندگی اوست. در این داستان چاپلوسی به تصویر کشیده شده است و نویسنده این ویژگی را در آن دورهی اسفناک شوری نشان میدهد. داستانهای این کتاب درونمایههای مهم و واقعی دارند و هر کدام بهنوعی نقدی بر جامعهی خردهبورژوای آن دوره از روسیه است. در ابتدای این اثر مقدمهای کامل از «زینووی پاپرنی» آورده شده است که دربارهی لحن و نثر «آنتوان چخوف» بهخوبی توضیح داده و تکتک داستانهای این کتاب را بررسی کرده و گفته است: «داستانهای چخوف همه هشداردهنده و درعینحال دارای لحنی آرام و خالی از هرگونه درس اخلاق و رفتار، و تعیین وظیفه است. همه بابیانی ساده و روان و طبیعی نوشته شده است.»
پنج مقاله حاضر چکیدهای است از منظومه فکری داستایفسکی که با «سلسله مقالاتی در باب ادبیات روس» در شماره اول مجلهی ورِمیا کلید خورد و در شمارههای بعدی تا پایان سال 1861 چهار مقالهی دیگر نیز منتشر شد. داستایفسکی در این پنج مقاله تصویر روشنی از جهانبینی هنری و ادبی خود ارائه میدهد. زبان روزنامهنگاری او ساده، پراحساس و آتشین است. شور و حرارت در سطرسطر این مقالات موج میزند، در عین حال نویسنده از چارچوب منطق و عدالت خارج نمیشود. شاید در نگاه اول، لحن نویسنده در نقد منتقدان ادبی دیگر کمی تند به نظر برسد، اما در فضای روسیهی آن روز، این امری کاملاً طبیعی بود. بسیاری از مسائل مطرحشده در این مقالات از جمله روح روسی، تقابل و تعامل روسیه و غرب، اسلاوگرایی و غربگرایی، اصالت و رسالت هنر و ادبیات، و آموزش و پرورش پس از گذشت صدوشصت سال همچنان مسئلهی روز جامعه، سیاست و فرهنگ روسیه هستند.
نیمهشبِ بیستوسوم آوریل 1849، سیوشش نفر از جمله فیودور داستایفسکی به جرم عضویت در «محفل پتراشفسکی» بازداشت شدند. محاکمه داستایفسکی هشت ماه طول کشید. پس از اتمام بازجوییها، به فرمان تزار نیکلای اول، دادگاه تشکیل شد و داستایفسکی را به جرم خواندن، گزارشندادن و توزیع نامههای ضددینی و ضدحکومتی به تیرباران محکوم کرد. درست در سحرگاهی که محکومان پای سکوی تیرباران بودند و سه نفر از همقطاران داستایفسکی با چشمهای بسته در انتظار آتش گلوله بر سینههایشان بودند، پیک تزار از راه رسید و خبر از لغو مجازات اعدام برای محکومان حلقهی پتراشفسکی داد؛ اما تجربهی عذاب روحی این لحظات هرگز داستایفسکی را رها نکرد. سال 1860 داستایفسکی متن بازجوییهایش در زندان تزار را بازنویسی کرد و توضیحاتی نیز به آن افزود؛ کتاب حاضر شرحی است از آن تجربهی هولآور. همچنین او دربارهی پروندهی خود و دیگر اعضای محفل پتراشفسکی نوشته و البته مشروح بازجوییهایش را طی زمان رسیدگی به این پرونده بیکموکاست آوردهاست.