جستجو
منو بستن

مجموعه داستان

نمایش به عنوان گرید لیست
مرتب سازی بر اساس
نمایش در هر صفحه
تصویر از شهید خودم

شهید خودم

3,000 تومان
وسایلم را می‌ریزم داخل کیفم. صدای زنگ مدرسه توی گوشم می‌پیچد. تا زنگ زده می‌شود، اصلاٌ نمی‌فهمم چطور از کلاس دویده‌ام بیرون. آقای شهبازی، ترکه‌به‌دست، به سمت در می‌آید که من از در بزرگ و آهنی دویده‌ام توی کوچه‌ی باریک. شوهرِ خانم معلّم، با یک ژیان سبز، منتظر پارک کرده است تا زنش از کلاس بیاید و سوارش کند. مرد خوش‌تیپی است، ولی من ازش خوشم نمی‌آید. یک بارانی می‌پوشد که به قدّ بلندش خوب می‌آید؛ مثل کارآگاه آیرون‌ساید در سریال آمریکایی دوشنبه‌ها.
تصویر از سفر معمولا صبح اتفاق می‌افتد

سفر معمولا صبح اتفاق می‌افتد

100,000 تومان
پیرمرد بقچه را از ساک بیرون آورد. کسی که سر و رویش را با پارچه ‌ای سیاه پوشانده بود، بقچه را گرفت. پیرمرد گفت: «کاک‌قادر! به احترام نان و نمکی که با هم خورده‌ایم، پسرم را به من برگردان.» مرد بقچه را از پیرمرد گرفت و در بغل فشرد. صدایش از لای پارچه‌ی سیاه به گوش پیرمرد رسید: «اینجا کاک‌رحمان تصمیم می‌گیرد. من قول نمی‌دهم پسرت را به تو برگردانم اما پیش کاکا رحمان حتماً اصرار خواهم کرد که کوتاه بیاید.»
تصویر از ریسه‌های خاموش

ریسه‌های خاموش

5,500 تومان
ریسه‌ها توی حیاط چشمک می‌زدند. حیاط قرمز و آبی و زرد می‌شد. نشسته بودم لب پنجره و تماشایشان می‌کردم . مادر سر سجاده بود. زهرا هم داشت پیراهن محمد را کوک می‌زد. یک‌هو در را با شدت کوبیدند. از جا پریدم. محمد از دستشویی کنار حیاط بیرون آمد و رفت طرف در.
تصویر از روی موج چهارده

روی موج چهارده

5,000 تومان
به سمت بوفه می‌روم، روی دیوار بوفه با خطّ روسی و درشت نوشته‌اند: «برابری، عدالت، حقّ کارگر». طبق معمول، کارگرها جمع شده‌اند تا کنار اجاق بوفه گرم شوند. باهم حرف از خبر مرگ یک زندانی دیگر بین کارگرها مثل اخبار رادیو گفته می‌شود. چیز عجیبی هم نیست. کارگرها می‌دانند کسی که به لیساکوفسک می‌آید، یا بی‌خانمان است، یا جاسوس تبعیدی، یا کسی که باید زندان خود را با کار اجباری بگذراند.

مرگ بالای درخت سیب

75,000 تومان
« مرگ بالای درخت سیب » داستان روباهی است که با زیرکی مرگ را بالای درخت سیب به دام می اندازد تا عمر جاودان داشته باشد و تا ابد زنده بماند اما آیا این زندگی ابدی، برایش خوشبختی به همراه دارد؟ روباه خود را مالک درخت سیب جلوی لانه اش می داند و دلش نمی خواهد حیوان های دیگر از میوه های آن استفاده کنند. روباه پیر است اما هنوز زیرک است و چشم هایش تیز و پرقدرت اند. روباه، راسویی جادوگر را به دام می اندازد و راسو در ازای آزادی اش، به او قول می دهد یک آرزوی روباه را برآورده کند. روباه آرزو می کند هر کسی که از درخت سیب بالا برود به آن بچسبد و نتواند جدا شود. این جادو را تنها روباه می تواند باطل کند. خبر به زودی همه جا می پیچد و دیگر کسی جرأت نزدیک شدن به درخت را ندارد. سال ها به خوشی و خرمی سپری می شوند تا روزی روباه با زیرکی کاری می کند که مرگ به درخت بچسبد تا از دستش رها شود. مرگ اسیر می شود و روباه در امان می ماند؛ اما این پایان ماجرا نیست…

داستان غم انگیز و باورنکردنی ارندیرای ساده دل و مادربزرگ سنگدلش

68,000 تومان
مارکز همیشه با اولین جملات داستان‌هایش طوری خواننده را میخکوب می‌کند که تا پایان به سختی می‌توان از خواندن دست کشید. این گیرایی در این مجموعه داستان تا پایان وجود دارد. به ویژه آن‌که در پایان وقایعی همهٔ آن‌ها را به هم پیوند می‌زند و از این رو این مجموعه را می‌توان منسجم و به‌هم‌پیوسته دانست. معجزات نادری هم که از فرشته ظاهر شده بود، با یک نوع اختلال روانی همراه بود؛ مثل این معجزه که مرد نابینایی نور دیدگان خود را بازنیافت ولی در عوض سه دندان جدید درآورد، یا افلیجی که موفق نشد راه برود ولی نزدیک بود در لاتاری برنده شود یا آن جذامی که از زخم‌هایش گل آفتابگردان رویید. آن معجزه‌های تسلی‌بخش، که به نظر تفریحاتی برای وقت‌گذرانی می‌رسیدند، آبروی فرشته را برده بود و نمــایــش زنــی که تبدیــل بــه عنـکبــوت شــده بــود، یکبــاره ارزش او را از بین برد.
فیلترها Close
از: 2,500 تومان تا: 600,000 تومان
ريال2500 ريال600000