ارباب در حالی که قطار فشنگ بسته و دولول را در دست داشت، بیرون آمد. سراغ جیپش رفت و قطار فشنگ را در پشت جای داد. دولول را هم گذاشت. دوربین شکاریاش را بیرون کشید و آن را معاینه کرد تا از کارکرد خوب آن اطمینان حاصل کند که این طور نیز شد.
مثل خوابگردها به ماهان خیره شدم. -قطعاتی از ماه؟ ماهان نالید:«بله... فکر میکنی رنج اینهمه راه را به جان خریده بودم که خرمهره بخرم وسط این جهنمدرّهی خدا؟ قطعاتی از ماه.» پرسیدم: «از کجا مطمئنی که دروغ نباشند این حرفها؟» ماهان در حالی که به رفت و آمد آدمهای ادریس برای آوردن قطعهای از ماه خیره شده بود، بیاهمیت پراند: «این چوپان، مهرهی مار دارد. شباویز دروغ در بساطش نیست. دو شبانهروز، مثل سایه به دنبالم بود که حرفش را به کرسی بنشاند. حالا میبینم دروغ نگفته، اقلّیت جماعت در هر جامعهای جان به سر هم بشود دروغ نمیگوید.آنها را این جا، اقلاً سیصد کیلومتر دورتر از هر شهر مفسدهانگیز پاشیدهاند روی زمین که بخت ما با فروختنشان باز بشود دکتر! تو اینجا را پیش من کم نگذار، مابقیاش با خودم.»
قاسم هاشمی نژاد (زادهٔ ۱۳۱۹ در آمل – درگذشتهٔ ۱۳ فروردین ۱۳۹۵ در تهران) نویسنده، روزنامه نگار، مصحح و مترجم ایرانی بود. او در دههٔ ۱۳۴۰ در روزنامهٔ آیندگان نقد ادبی می نوشت و در سال ۱۳۵۸ یکی از بهترین رمان های پلیسی ایران را با نام فیل در تاریکی نوشت که مشهورترین اثر وی نیز به شمار می رود.مادربزرگ وی خیرالنساء هاشمی نژاد زنی بود روستایی از شهر آمل استان مازندران که قاسم هاشمی نژاد زندگی وی را در پوششی رازآمیز در داستان «خیرالنساء (۱۲۷۰–۱۳۶۷): یک سرگذشت» خود نوشته است
اتهام گناه به یک زن از موضوعات همیشهپرطرفدار ادبیات داستانی است و تلاش قهرمان برای مبرا کردن خود، چالشی است که خوانندگان را با این دسته از آثار همراه میکند. «فروغ» در روایتی از روزهای دهه پنجاه، بنا بر گذشتهٔ پیچیدهای که داشته، با اتهامات سنگین و طرد اجتماعی مواجه میشود و «بهروز» بیرحمانه در پی آن است که شکستی ابدی برای او رقم بزند. در این میانه «امیر» فداکارانه و سلحشورانه به حمایت از او برمیخیزد. علاقهمند شدن تدریجی فروغ به متن زندگی امیر، سبب میشود که فروغ با کنجکاوی وارد ماجراهایی در ارتباط با سرنوشت امیر شود. «توتهای سفید» از سیدهعذرا موسوی، اثری است با چند محور که نویسنده سعی دارد با بیان جزئیات عاطفی و روایی، وحدتی پذیرفتنی بدان ببخشد. این کتاب به تازگی و در ۱۷۵ صفحه، توسط انتشارات شهرستان ادب به چاپ رسیده است.
معرفی کتاب برادران جمال زاده اثر احمد اخوت کتاب «برادران جمالزاده» نوشتهٔ احمد اخوت، مجموعه داستانی با فضایی شاعرانه است که به شکلی نوستالژیک درمورد خاطرات گذشته و بازتاب آنها در زمان حال سخن میگوید. این کتاب در سال 1382 برنده جایزه ادبی اصفهان در بخش بهترین مجموعه داستان شد. این مجموعه شامل شانزده داستان کوتاه میشود که در اکثر آنها شخصیتهای تاریخی نقش داشتهاند. زبان این داستانها سرشار از ترکیبها، تشبیهها و استعارههای بکر است که در یک فضای شاعرانه خلق شدهاند. این زبان شاعرانه باعث خلق فضایی نوستالژیک شده که در بیشتر داستانها به گذشتهای خاطرهانگیز و دوستداشتنی ارجاع داده شده است. گذشتهای که در این مجموعه داستان درمورد آن صحبت میشود، با زمان حال که در انزوا و غربت میگذرد، در تقابل قرار گرفته است. احمد اخوت بهخوبی توانسته اثری جدید و متفاوت خلق و توجه مخاطبین زیادی را به خود جلب کند. همچنین به گفته نویسنده، این اثر برجسته در اوایل دهه هفتاد نوشته شده اما زمان انتشار آن در اواخر دهه یعنی سال 1379 بوده است.
در معجزۀ معلق، ماهنی، داستان زندگیاش را روایت میکند. زنی که آرام آرام زندگیاش را در تهران میسازد و به یکباره فرو میریزد و پی روزنه نجات به عادت دیرینه کودکیاش پناه میبرد. زندگانی هر کسی دستخوش فراز و نشیبهای فراوانی است که برخی از آن اتفاقات نام معجزه به خود میگیرد. ماهنی نماد زنان ایرانی است که برای سر پا نگه داشتن تقدیر خود، از هیچ تلاشی فروگذاری نمیکنند و همین اراده او در کنار معجزات زندگانی است که همواره کورسوی امیدی را برای خواننده باقی میگذارد.