0
هیچ محصولی در سبد خرید شما وجود ندارد.
فیلترها
تنظیمات
جستجو

کلاه شاپو روی زمین داغ

10,000 تومان
شهلا، زنی است که همسرش را در یک تصادف از دست می‌دهد و او و پسر هفت‌ساله‌اش، بی‌سرپرست و بی‌پول، در مواجهه با طلبکاران همسر مرحومش قرار می‌گیرند. از قضا، پدرشوهر شهلا، آقای حجت کفاش که پیش از پسرش به رحمت ابدی رفته، تکه‌زمینی را به ارباب آن منطقه کرایه داده بوده است و حالا گرۀ اصلی داستان از آنجا آغاز می‌شود که شهلا تصمیم می‌گیرد برای پرداخت بدهی‌های همسرش، آن تکه‌زمین را از تملک ارباب خارج کند.
کد محصول: 539-1
زمان تحویل: 1-2 روز

حرفی نمی‌زد. از سرِ درد، آخی هم نمی‌گفت. حالا می‌توانست مثل هر کس ديگر و شايد بهتر از هر کس ديگر، با پايی که باندپيچی بود، به راحتی بدود. اما هنوز دردی را در وجودش حس می‌کرد. از کار طبيب مطمئن بود. مچ پايش را خوب جا انداخته بود. دردی که حس می‌کرد، در پايش نبود. چيزی بين قفسه‌ی سينه‌اش بود. اسمش را درد هم نمی‌شد گذاشت. چيزی مثل درد بود. رنگ و بويی شبيه به درد داشت.

مشخصات محصولات
نوع جلد شومیز
پدید آورنده محمدرضا عابدی شاهرودی
سال انتشار 1394
نوبت چاپ اول
قطع کتاب رقعی
شمارگان 1200
تعداد صفحات 119
شابک 9786006889849
نقد و بررسی خود را بنویسید
  • بد
  • عالی

حرفی نمی‌زد. از سرِ درد، آخی هم نمی‌گفت. حالا می‌توانست مثل هر کس ديگر و شايد بهتر از هر کس ديگر، با پايی که باندپيچی بود، به راحتی بدود. اما هنوز دردی را در وجودش حس می‌کرد. از کار طبيب مطمئن بود. مچ پايش را خوب جا انداخته بود. دردی که حس می‌کرد، در پايش نبود. چيزی بين قفسه‌ی سينه‌اش بود. اسمش را درد هم نمی‌شد گذاشت. چيزی مثل درد بود. رنگ و بويی شبيه به درد داشت.

مشخصات محصولات
نوع جلد شومیز
پدید آورنده محمدرضا عابدی شاهرودی
سال انتشار 1394
نوبت چاپ اول
قطع کتاب رقعی
شمارگان 1200
تعداد صفحات 119
شابک 9786006889849