کتاب رؤیای آدم مضحک مجموعهای از 7 داستان کوتاه از نویسندهی بزرگ روس فیودور داستایفسکی است. عناوین داستانهای این مجموعه به ترتیب «آقای پروخارچین»، «پولزونکوف»، «دزد شرافتمند»، «ماری دهقان»، «کروکودیل» و «رویای آدم مضحک» است که هرکدام از آنها مربوط به دورهای از زندگی نویسنده است. داستان رویای آدم مضحک که عنوان اصلی کتاب از روی این داستان انتخاب شده در سال 1877 منتشر شد. داستایفسکی این داستان را سالها بعد از نوشتن آثار بزرگش همچون جنایت و مکافات و قمارباز نوشته است. به همین دلیل میتوان پختگی و رشد قلم نویسنده را هم در خلل داستانهای این مجموعه که درنهایت به رویای آدم مضحک ختم میشود را حس کرد. با اینکه موضوع داستان ها با یکدیگر تفاوت دارند اما نبوغ و هنر داستایفسکی در لایههای پنهان هر اثر امری است اجتنابناپذیر. این کتاب در ایران با ترجمهی رضا رضایی از سوی نشر ماهی منتشرشده است.
درونمایه ۱۲ داستان این کتاب: تاریخی، سیاسی و نقد اجتماعی است. «راننده رئیسجمهور» و «رجعت عبیدالله» و «سپاه وحشت» سه عنوان از داستانهای این مجموعه است که به ترتیب برگزیده جشنواره «الف» دزفول، جشنواره «رسول آفتاب» و جشنواره «شکوه شکیبایی» شدهاند.
ما محتاج رعايتيم انگار، چه وقتي معشوقيم و كسي دوستمان ميدارد، چه وقتي عاشقيم و كسي را دوست ميداريم. ما، همين ما كه ميتوانيم در اين آشفته بازار فروش عشقهاي يك بار مصرف در رنگها و اندازهها و مدلهاي گوناگون، با يك پيامك سروته يك رابطه را هم بياوريم يا كهنهاي را نو كنيم، دلمان رعايت ميخواهد، رعايت شدن، رعايت كردن. رعايت. همان چيزي است كه ما توي زندگيهامان گمش كردهايم. همان كه گم شدنش گلدانهايمان، آدمهايمان. عشقهايمان را خشكاندهاست.
حسین وحدانی متولد سال 1358 روزنامه نگاری است که یادداشت های خود را در شبکه های مجازی منتشر می کرد و پس از مدتی طولانی کلنجار رفتن با خودش تصمیم به انتشار این مطالب گرفت. هدف نویسنده از چاپ این کتاب این بوده تا خواننده را با باید ها و نباید های زندگی آشنا کند. مضمون مطالب کتاب عشق و زندگی است و به ما می گوید که عشق کلید تمام قفل هاست، در دنیای امروزی که در تیتر تمام خبرها کلمه جنگ به چشم می خورد تنها عشق است که ناجی انسان می شود. عشق، غم، وابستگی و عادت، احساساتی که همواره در رابطه هایمان با افراد مختلف و هر کدام با ماهیتی متفاوت تجربه کرده ایم اما هر بار وقتی مورد پرسش قرار گرفته ایم از پاسخ صریح و مشخص عاجز مانده ایم، چرا که نمی دانیم، انها چه فرقی با هم دارند. بار ها پیش آمده است که نتوانسته ایم تفاوت میان وابستگی و عادت را ، وابستگی و عشق را از هم تشخیص دهیم و همین عامل ما را گیج و سردرگم کرده است و نتوانسته ایم احساسات واقعی مان را بیان کنیم. در این کتاب شما یکبار برای همیشه پاسخ این پرسش ها را خواهید یافت.
مجموعهی کآشوب؛ بنا دارد که اگر خدا بخواهد هر سال از منظری دیگر و آدمهایی دیگر به حال و هوای امروز ما و روضهها نگاه کند. در این کتاب هجده نفر از گروههای مختلف اجتماعی با گرایشهای فکری متفاوت دربارهی رابطهی خودشان و محرم نوشتهاند. تفاوت سبک زندگی و دغدغههای نویسندگان باعث شده که هر کدام از زاویهای به این ماجرا نگاه کنند. محرم در اردوگاههای رژیم بعث، سفر اربعین با توریستی کانادایی، عزاداری پاکستانیها در حاشیهی پایتخت، آماده کردن یک تعزیه به همراه کودکان روستایی در تربتحیدریه، گشتوگذار توریستی در مجالس سخنرانی پایتخت و سفر غیرقانونی به عراق بخشی از موضوعات متفاوتی است که در کتاب چهارم مجموعهی کآشوب روایت شده است.
در کتاب رضا امیرخانی شخصیت اصلی داستان مردی است به نام قیدار که نامش برگرفته از اسم فرزند حضرت اسماعیل است. تمام داستان حول شخصیت او تعریف می شود و هر گونه فضایل مثبت اخلاقی اعم از: رفاقت، لوطیگری، مروت، مرام، محبت و انسانیت را در خود دارد. قهرمان داستان با همان چهره آشنا داش مشدیهای، صاحب بزرگترین گاراژ باربری تهران و مردی ثروتمند است. در همان نخستین جملات کتاب، نویسنده در صدد آن است که به قهرمان اصلی کتاب نقشی پیامبر گونه دهد که جوانمردی راه و پیشه زندگی اوست. به علاوه، نویسنده در کنار این خصوصایت اخلاقی، سعی در این دارد که شخصیت اصلی داستان را با مذهب و عرفان نیز پیوند دهد. پیش از این چنین رویکردی در دیگر لوطی های مشهور ادبیات (داش اکل) یا سینما دیده نمیشد.