جستجو

ما راهزن نیستیم

مهتاب پاورچین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ پاورچین قدم برداشت تا کم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کم آفتاب مهر از راه برسد. آفتاب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مهر انگار نگاه گرمش را به چهرۀ امام گره زده بود. صدای طبل و دُهُل مرو را غرق شادی و سرور کرده بود، ولی انگار اندوهی روی صورت امام حک شده بود. حتی لحظه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای لبخند نزدند. آفتاب دلش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواست برود پایین کنار اما بنشیند و داستان اما را ببوسد.
9,000 تومان
i h
ارسال به
*
*
Shipping Method
نام
تخمین زمان ارسال
مبلغ
گزینه حمل و نقلی تعیین نشده است
زمان تحویل: 3-5 روز
0.0 0
نقد و بررسی خود را بنویسید بستن
*
*
  • بد
  • عالی
*
*
*