جستجو
منو بستن

قتل آسان است

تولید کننده: هرمس
قتل آسان است عنوان رمانی جنایی-معمایی به قلم آگاتا کریسیتی نویسنده‌ی مشهور این ژانر است. دو کاراکتر مشهور خانم مارپل و هرکول پوآرو از معروف‌ترین شخصیت‌های دنیای ادبیات هستند که در بیشتر داستان‌های آگاتا کریستی حضور داشته‌اند. در واقع درون‌مایه‌ی اصلی داستان‌های کریستی حول یک قتل و کشف عوامل درونی و بیرونی آن است. در داستان‌های او معمولا قتل درر خانه‌ای متروک و دور افتاده اتفاق می‌افتد و کارآگاه داستان در انتها پرده از این راز بر می‌دارد؛ اما در کتاب قتل آسان است ماجرا کمی تفاوت دارد. کارآگاه این داستان دو شخصیت معروف گفته‌شده نیست بلکه لوک فیتز پلیسی است که این بار پرونده را به عهده گرفته و همراه خواننده در پی کشف قتل‌هایی زنجیره‌ای است.
56,000 تومان
i h
ارسال به
*
*
Shipping Method
نام
تخمین زمان ارسال
مبلغ
گزینه حمل و نقلی تعیین نشده است

از بانک که بیرون آمد، سیگاری روشن کرد. به خودش گفت دلیلی ندارد آقای جونز را در لیست مظنونین نگه دارد، مگر اینکه نظریه «قاتل کسی است که اصلا انتظارش را نداری» در مورد او صدق کند. به سؤالاتی که برای امتحانش پرسید، توجه خاصی نشان نداد. تصور اینکه چنین آدمی قاتل است، غیرممکن بود. به علاوه روز مسابقه اسب‌دوانی، او در ویچ وود بود. البته آمدنش به بانک بی‌فایده نبود. دو نکته مهم را کشف کرد: اول اینکه هم آقای ابوت و هم میجر هورتون روز مسابقه در ویچ وود نبوده‌اند؛ بنابراین ممکن است روزی که خانم پینکرتون تصادف کرده و زیر ماشین رفته، در لندن بوده‌اند. با اینکه حالا دیگر شکی به دکتر تامس نداشت، اگر می‌دانست که دکتر روز مسابقه در ویچ وود بوده و کار می‌کرده، شکش کاملا برطرف می‌شد. به خودش گفت باید این موضوع را بررسی کند. بعد نوبت الزورتی بود. آیا الزورتی روز مسابقه در ویچ وود بوده؟ اگر در ویچ وود بوده، احتمال اینکه قتل‌ها کار او باشد خیلی ضعیف می‌شود. می‌دانست امکان اینکه مرگ خانم پینکرتون حادثه باشد وجود دارد، ولی با این نظریه موافق نبود. مرگش زیادی بموقع بود. ماشینش را که کنار خیابان پارک بود سوار شد و راه افتاد به طرف تعمیرگاه پاییوال  که در انتهای خیابان اصلی بود. ماشینش چند تا مشکل کوچک داشت که می‌خواست با تعمیرکار در میان بگذارد. تعمیرکار که جوان خوش‌تیپی بود با صورت کک مکی با دقت گوش کرد. کاپوت را بالا زدند و مشغول گفتگوهای تخصصی در مورد اتومبیل شدند. یک نفر صدا زد: «جیم. یک دقیقه بیا اینجا». تعمیرکار کک مکی اطاعت کرد. بله خودش بود. جيم هاروی. دوست پسر امی گیبز. جيم خیلی زود برگشت و معذرت خواهی کرد و دو نفری دوباره مشغول گفتگو درباره اتومبیل شدند. لوک قبول کرد که ماشینش را بگذارد.

داشت می‌رفت که خیلی اتفاقی پرسید: - مسابقه اسب‌دوانی امسال چطور بود؟ برنده شدی یا نه؟ نه آقا. طرفدار کلاری گولد بودم. - ظاهرا طرفداران جوجوب دوم خیلی کم بوده اند. - بله آقا. همین طور است. ندیدم که روزنامه‌ها حتی به عنوان اسبی که شانس پیروزی ندارد هم ازش اسمی ببرند.

مشخصات محصولات
پدید آورندهآگاتا کریستی
تعداد صفحات262
سال انتشار1400
شمارگان500
نوبت چاپچهارم
قطع کتابرقعی
شابک9789643635732
نوع جلدشومیز
0.0 0
نقد و بررسی خود را بنویسید بستن
*
*
  • بد
  • عالی
*
*
*