جستجو
منو بستن

محصولات با برچسب 'علم'

نمایش به عنوان گرید لیست
مرتب سازی بر اساس
نمایش در هر صفحه
تصویر از تولید علم و علوم انسانی

تولید علم و علوم انسانی

ابراهیم فیاض( -۱۳۴۲) جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران است. دغدغه اصلی این کتاب، ماجرای علوم انسانی و بومی‌سازی این علم مطابق با فرهنگ و دستاوردهای بومی است. از آنجا که در علوم انسانی چشم برخی دانشگاهیان به دست غربیان است تا تولیدات آنها را ترجمه یا تدریس کنند، این کتاب می‌کوشد با توجه به ضرورت‌های بومی‌سازی و بومی‌نگری، نیازهای این حوزه را عیان سازد. مقالات و گفت‌گوها دو بخش‌ اصلی این کتاب را تشکیل می‌دهند. فرمولی برای علوم انسانی اسلامی، اقتصاد اسلامی پیشرفته، مردم‌شناسی دینی فلسفه، فقاهت و نوآوری، فلسفه تاریخ ایرانی و نوآوری، خلاقیت و سازمان، علم کلام و نوآوری، شرق و غرب معرفتی و نوآوری، علوم انسانی و سیاست‌گذاری کلان، دانش و قدرت، پسا صدراییسم، سازمان و دانش، انقلاب فرهنگی و دانشگاه اسلامی و وحدت حوزه و دانشگاه؛ زمینه‌های معرفتی عنوان مقالات این کتاب هستند. بخش گفت‌وگوها هم که مصاحبه‌هایی با ابراهیم فیاض است، شامل عنوان‌های اشرافیت معرفتی در مصاف با علم بومی، تولید ثروت ملی در گرو وحدت حوزه و دانشگاه، فاجعه علوم انسانی، وضعیت علوم انسانی در ایران، ایران بدون مردم شناسی به جایی نخواهد رسید، فلسفه متأخر ایرانی، ساز فرهنگ با نوای ایرانی، مظلومیت فرهنگ برآیند فقر معرفت دینی، مصرف‌گرایی از کالا تا اندیشه، غرب دیگر شاخص نیست و حرکت ایران به سوی سرمایه‌داری می‌شود.
تصویر از نقد فرهنگ توسعه نیافتگی

نقد فرهنگ توسعه نیافتگی

آنچنان که تجربۀ زیستۀ تاریخی ما در این دو قرن اخیر نشان داده است، توسعه‌نيافتگی کماکان مبرم‌ترین مسألۀ ما ایرانیان است. مسألۀ توسعه‌نیافتگی نقطۀ کانونی همۀ ديگر مسائل‌مان، مثل عدم توسعۀ سياسی، اجتماعی، اقتصادی و حقوقی است. به نظر می‌رسد جامعۀ ایرانی با يک دور باطل مواجه است. ما با مسائل سياسی و اجتماعی بسياری مواجه هستيم که به نحو توأمان هم علت و هم معلول، هم عامل و هم حاصل توسعه‌نيافتگی است. پاره کردن اين دور باطل مهم‌ترين وظيفۀ کنونی روشنفکران و انديشمندان ماست. عقلانیت انتزاعی و غیرتاریخی و عدم درک موقعیت‌مان به منزلۀ «وضعیتی تاریخی» و گم شدن در بیراهه‌های مناقشات سیاسی و ایدئولوژیک را بايد منطق مشترک بسیاری از ایرانیان و به منزلۀ بنیادی‌ترین مانع درک مقولۀ توسعه و توسعه‌نيافتگی تلقی کرد. شاید بتوان در این میان، رضا داوری اردکانی را یک استثنا تلقی کرد. وی در این مجموعۀ سه جلدی، با عنوان نقد فرهنگ توسعه‌نیافتگی می‌کوشد جامعۀ ایران را در فهم معضل تاریخی توسعه‌نیافتگی یاری دهد. فیلسوف ما در جلد اول این مجموعه به بحث از رابطۀ «علم، فلسفه و عقلانیت»، در جلد دوم به رابطۀ مقولات «علم، سیاست و تاریخ» و در جلد سوم به مباحثی در خصوص «پژوهش علمی و سیاست علم» در کشور می‌پردازند.