جستجو
منو بستن

شهید خودم

تولید کننده: شهرستان ادب
وسایلم را می‌ریزم داخل کیفم. صدای زنگ مدرسه توی گوشم می‌پیچد. تا زنگ زده می‌شود، اصلاٌ نمی‌فهمم چطور از کلاس دویده‌ام بیرون. آقای شهبازی، ترکه‌به‌دست، به سمت در می‌آید که من از در بزرگ و آهنی دویده‌ام توی کوچه‌ی باریک. شوهرِ خانم معلّم، با یک ژیان سبز، منتظر پارک کرده است تا زنش از کلاس بیاید و سوارش کند. مرد خوش‌تیپی است، ولی من ازش خوشم نمی‌آید. یک بارانی می‌پوشد که به قدّ بلندش خوب می‌آید؛ مثل کارآگاه آیرون‌ساید در سریال آمریکایی دوشنبه‌ها.
قابلیت دسترسی: ناموجود
3,000 تومان
i h
ارسال به
*
*
Shipping Method
نام
تخمین زمان ارسال
مبلغ
گزینه حمل و نقلی تعیین نشده است
0.0 0
نقد و بررسی خود را بنویسید بستن
*
*
  • بد
  • عالی
*
*
*