کتاب ایران شهر 2 اثر محمدحسن شهسواری است به چاپ انتشارات شهرستان ادب. کتاب پیش رو دومین جلد از مجموعه رمانی چند جلدی است که در آن حوادثی مرتبط به جنگ ایران با عراق و دوران دفاع مقدس به تصویر کشیده شده است. اثری که پا گرفته تا از قهرمانان بی بدیلی بگوید که شجاعت، فداکاری، ایستادگی و ایثار بن مایه ی وجودشان را شکل داده و لازم است حالا که قهرمانان حقیقی هستند قصه ای ویژه به آن ها اختصاص یابد. ایران شهر پیرامون خرمشهر و جنگ جریان دارد اما همه ماجرای آن در میدان جنگ روایت نمی شود. هرچند در خلق اتفاقات تاریخی به وقوع پیوسته در رمان حاضر از مستندات و خاطرات مکتوب و شفاهی افراد گوناگون بهره گرفته شده اما شخصیت هایی که در صفحات این رمان زندگی می کنند زاده تخیل نویسنده اند.
ایرانشهر نوشته محمد حسن شهسواری است. در نظر بگیر قهرمانی بی بدیل را که قصه ندارد. خود را با همه ی جسم و جان به دیواره های قفس روزمرگی می گوید برای رها شدن و نشستن در قصه ای، قصه ای که بتواند با آن همه ی شجاعت ها و فداکاری ها و نیک سرشتی ها و ذوب شدن ها و بازرستن هایش را بروز دهد. انسان های بزرگ از سرزمین هایی می آیند که توان سرودن حماسه های سترگ داشته باشند چه سوخته ذهنی است و چه سوخته فردی است و چه سوخته خاکی است آن خاک و فرد و ذهنی که نتواند برای قهرمانش قصه ای بسازد.
«من زندهام» روایت دختری 17 ساله است که حالا نماینده مردم تهران در شورای شهر شده است. دختری از دیار آبادان که در خانواده پر جمعیت «آباد» به دنیا آمد و نامش را به خاطر نذری که مادربزرگش در هنگام تولدش کرده بود، «معصومه» گذاشتند.
سوره آفلین، داستان مردی است به نام خلیل حجّتی در شب ۱۲ بهمن ۵۷ در خیابانهای پر آشوب تهران دنبال پسر گمشدهاش اسماعیل میگردد و راه به راه به مردم انقلابی سفارش میکند که کمی آرامتر انقلاب کنند، اما کسی صدای او را نمیشنود! مسأله دیگر خلیل این است که علی رغم ناامیدی از یافتن پسرش ولی سخت معتقد است که روح الله! چون هر زمان که خیر میخواهد از قرآن؛ قرآن آیه لاتیأسوا من روح الله را به او میدهد. کتاب با خوابی عجیب شروع میشود، خواب دیدن کشته شدن اسماعیل در زمان ضحاک، قرار است اسماعیل را بکشند و مغز سرش را به مارهای دوش ضحاک میدهند. این خواب تصویری از کل داستان است، مردم میخواهند ضحاک را بیرون کنند برای این رهایی حاضرند هزینههای بسیاری دهند. در این میان اسماعیل هم میخواهد میان مردم باشد. اما خلیل که خواب آشفته دیده است و نگران فرزندش است که به دست مارهای ضحاک نیفتاده باشد.
داستان نوجوان نیازمندی است که حامی نیکوکاری دارد و به صورت ناشناس از او حمایت می کند. دختر نوجوان اندک اندک درصدد شناخت این مرد است که خبر می رسد او در سوریه است و دچار حادثه شده است. پیگیری زندگی این مدافع حرم و آشنایی با زندگی اش و در نهایت مواجهه نهایی با او و چگونگی آن، داستان این کتاب است. نویسنده با خلق شخصیت های خاص و ماجراهایی پرتب و تاب به بازنمایی چهره قهرمانانی از میان مردم دست زده که در غوغای اخبار و وقایع روزمره به چشم نمی آیند.