جستجو
منو بستن

محصولات با برچسب 'رمان'

نمایش به عنوان گرید لیست
مرتب سازی بر اساس
نمایش در هر صفحه
تصویر از برف سیاه

برف سیاه

«برف سیاه» میخائیل بولگاکف (۱۸۹۱-۱۹۴۰)، ۲۵ سال پس از مرگ او در شماره‌ی ماه آگوست ۱۹۶۵ مجله‌ی ادبی نووی‌میر، در شوروی با نام رمان تئاتری چاپ شد. بولگاکف این اثر ناتمام را در ۱۹۳۰ نوشت و آن را در کشوی میزش بایگانی کرد. برف سیاه نوشته‌ای سراپا طنز، نیش‌دار و کاریکاتوری است از تئاتر هنر مسکو به سرپرستی کنستانتین استلانیسلاوسکی و نمیروویچ دانچنکو. خواننده‌ای که به جریان‌های هنری آن روزهای مسکو آگاه است. در خلال این زمان جابه‌جا به شخصیت‌های واقعی و وقایع مستند برمی‌خوریم. اما آن‌چه که کاملاً آشکار است این نوشته نه به قصد وقایع و نه توضیح یک یا چند واقعه پدید آمده است. بولگاکف خشم و انزجارش را از مجموعه‌ی نابسامانی‌ها و بی‌عدالتی‌ها و کارشکنی‌های جزم‌اندیشان و حسودان که در تمامی عمر هنری خود مدام با آن روبه‌رو بود، چون آتش و ماده‌ی مذاب از سینه‌ی پُردردش بر کاغذ می‌ریزد. گاه این آتش چنان ویرانگر است که حتا نزدیک‌ترین دوست او، یعنی استانیسلاوسکی، را که سال‌ها در تئاتر هنر مسکو با او همکاری داشت، به آتش می‌کشد. بخشی از اثر: رمان از شبی شروع می‌شد که بر اثر کابوسی از خواب بیدار شدم. خواب شهر زادگاهم را می‌دیدم، زمستان بود و برف و جنگل‌های داخلی... در خواب دیدم که کولاکی بی‌صدا همه‌جا را گرفته، بعد پیانوی بزرگی را دیدم که عده‌ای دورش حلقه زده‌اند. بدجوری احساس تنهایی کردم، دلم سخت به حال خودم سوخت، و غرق اشک از خواب بیدار شدم. چراغ را روشن کردم، لامپی کوچک و گردگرفته فقرم را به تماشا می‌گذاشت: دواتی کم‌بها و کوچک و بی‌قواره، چند جلد کتاب، و تلی روزنامه‌ی کهنه. پهلوی چپم از فنر شکسته درد گرفته و ترس وجودم را تسخیر کرده بود. احساس کردم در حال مرگم. احساس وحشتناک ترس از مرگ چنان بر من سنگینی می‌کرد که ناله‌ی بلندی کردم و با دستپاچگی نگاهی به دوروبرم انداختم تا دستاویزی، وسیله‌ای دفاعی، در برابر مرگ پیدا کنم و یافتمش. گربه، که پیشتر از اتاق بیرونش کرده بودم، میومیو می‌کرد. حیوان دل‌نگران بود. چند دقیقه بعد روی روزنامه‌هایم نشسته بود و با چشمان گردش نگاهم می‌کرد و می‌پرسید؛ چه شده؟ این گربه‌ی دودی خاکستری نزار دلواپس من بود...
تصویر از روزگار فراموش‌ شده
تصویر از هزار و یک جشن
تصویر از غمسوزی

غمسوزی

غمسوزی رمانی است در ۳۱۹ صفحه که هر صفحهٔ آن، سهمی در پیش‌برد ماجرا دارد. عظیمی سابقهٔ همکاری با انتشارات شهرستان ادب در دو کتاب «عطر عربی» و «همه چیز مثل اول است» را نیز در کارنامه دارد
تصویر از میشل استروگف

میشل استروگف

سفر» جزو لاینفک و عنصر محوری اکثر داستان‌های ژول‌ ورن است. میشل استروگف نیز اگرچه با «سفر» عجین است اما حکایتی دگر دارد. داستانی است دربارهٔ یک فرمانده جنگی تزار که در سفری پرخطر و پرماجرا، به دنبال جلوگیری از دسیسه‌ای علیه میهن است. او در راه خود به ایرکوتسک که از سیبری می‌گذرد، باید از مناطق خطرناکی که در اشغال تاتارها است، عبور کند تا نامه‌ای را به یکی از مقامات برساند و مسئله مهم دیگر ان است که هویت میشل استروگف به هیچ عنوان نباید افشا شود: «میشل استروگف در چنین شرایطی خود را برای مقابله با هر خطری آماده کرده بود. اما او در وضعیت معمول یک پیک تزار قرار نداشت؛ کسی نمی‌بایست از هویتش باخبر می‌شد چون در سرزمینی اشغالی، جاسوس فراوان بود و اگر او را می‌شناختند، مأموریتش با خطر مواجه می‌شد. همچنین ژنرال کیسلف مبلغ قابل‌توجهی را در اختیار او قرار داد که سفر را برایش آسان می‌کرد، اما هیچ حکم مکتوبی از طرف امپراتوری به او داده نشد. تنها چیزی که به او دادند، یک مجوز عبور بود.» چیره دستی ژول ورن در داستان‌پردازی، خواننده را تا انتها رمان در هیجان و تب‌وتاب نگه می دارد و توصیفات قدرتمندانه او از محیط نیمه‌وحشی سیبری بر جذابیت داستان می‌افزاید. ژول ورن با همکاری «دِنری» نمایش‌نامه‌یی از این اثر تهیه کرد که در ۱۸۸۰ بر صحنه رفت. یک فیلم سینمایی در سال ۱۹۵۶و یک مینی‌سریال هم در سال ۱۹۷۵ بر اساس این فیلم ساخته شده است که موسیقی متن زیبای آن، اثر ویلادیمیر کوزما آهنگساز رومانیایی، ماندگار شد.
تصویر از ریگ جن

ریگ جن

رمان کوتاه «ریگ‌جن»، حاصل همکاری جدید مهدی زارع، شاعر و نویسندهٔ اهل سمنان، با انتشارات شهرستان ادب، پس از تجربهٔ موفق «تحریر دیوانگی» است. نام رمان از کویری مرموز و صعب‌العبور در حوالی سمنان با همین نام گرفته شده است که در فضای داستان نیز این مکان، نقشی خاص در پیش‌برد هدف نویسنده دارد. داستان به گونه‌ای واگویهٔ شخصی پسری به نام «هادسم» با خویشتن است که به دنبال فراموش‌شده‌هایش می‌گردد. روایت ریگ‌جن به شیوۀ غیرخطی است. موضوع کتاب ترکیبی از عذاب وجدان پسر داستان نسبت به قتلی مرموز و ناپدید شدن پدرش، معضلات مواد مخدر و روابط پیچیدهٔ انسانی است که با کشش و تپشی فوق‌العاده، مخاطب را با خویشتن همراه می‌کند.
تصویر از ایران شهر 5
تصویر از ایران شهر 4
بانو با سگ ملوس و چند داستان دیگر

بانو با سگ ملوس و چند داستان دیگر

نویسنده: آنتوان چخوف
مترجم: عبدالحسین نوشین
انتشارات: نگاه

کتاب «بانو با سگ ملوس و چند داستان دیگر» اثر «آنتوان چخوف» مجموعه‌ای از بهترین داستان‌های کوتاه ادبیات روس است که عبارت‌اند از «چاق و لاغر»، «آفتاب‌پرست»، «ماسک»، «وانکا»، «شوخی»، «سرگذشت ملال‌انگیز»، «سبک‌سر»، «انگور فرنگی»، «ئیونیچ»، «جان دلم» و «بانو با سگ ملوس»؛ این داستان‌ها بین سال‌های 1883 تا سال ۱۸۸۹ به نگارش درآمده‌اند. «بانویی با سگ کوچولویش» The Lady with the Dog یکی از داستان‌های کوتاه و معروف این کتاب است که به زبان‌های مختلف بارها ترجمه و چاپ شده است. این داستان درباره‌ی مردی به نام «دمیتری دمیتریچ گوروف» است که با همسرش زندگی می‌کند. او به بی‌وفایی و خیانت روی می‌آورد و دل‌بسته‌ی «آنا سرگه یونا» می‌شود. داستان آشنایی و رابطه‌ی آن‌ها یکی از ماندگارترین داستان‌های کوتاه «آنتوان چخوف» را رقم زده است. «آفتاب‌پرست» از داستان‌های دیگر این نویسنده است که حاصل سال‌های اول تجربه‌ی نویسندگی اوست. در این داستان چاپلوسی به تصویر کشیده شده است و نویسنده این ویژگی را در آن دوره‌ی اسفناک شوری نشان می‌دهد. داستان‌های این کتاب درون‌مایه‌های مهم و واقعی دارند و هر کدام به‌نوعی نقدی بر جامعه‌ی خرده‌بورژوای آن دوره از روسیه است. در ابتدای این اثر مقدمه‌ای کامل از «زینووی پاپرنی» آورده شده است که درباره‌ی لحن و نثر «آنتوان چخوف» به‌خوبی توضیح داده و تک‌تک داستان‌های این کتاب را بررسی کرده و گفته است: «داستان‌های چخوف همه هشداردهنده و درعین‌حال دارای لحنی آرام و خالی از هرگونه درس اخلاق و رفتار، و تعیین وظیفه است. همه بابیانی ساده و روان و طبیعی نوشته شده است.»
تصویر از استنطاق

استنطاق

نیمه‌شبِ بیست‌وسوم آوریل 1849، سی‌وشش نفر از جمله فیودور داستایفسکی به جرم عضویت در «محفل پتراشفسکی» بازداشت شدند. محاکمه‌ داستایفسکی هشت ماه طول کشید. پس از اتمام بازجویی‌ها، به فرمان تزار نیکلای اول، دادگاه تشکیل شد و داستایفسکی را به جرم خواندن، گزارش‌ندادن و توزیع نامه‌های ضددینی و ضدحکومتی به تیرباران محکوم کرد. درست در سحرگاهی که محکومان پای سکوی تیرباران بودند و سه‌ نفر‌ از هم‌قطاران داستایفسکی با چشم‌های بسته در انتظار آتش گلوله‌ بر سینه‌هایشان بودند، پیک تزار از راه رسید و خبر از لغو مجازات اعدام برای محکومان حلقه‌ی پتراشفسکی داد؛ اما تجربه‌ی عذاب روحی این لحظات هرگز داستایفسکی را رها نکرد. سال 1860 داستایفسکی متن بازجویی‌هایش در زندان تزار را بازنویسی کرد و توضیحاتی نیز به آن افزود؛ کتاب حاضر شرحی است از آن تجربه‌ی هول‌آور. همچنین او درباره‌ی پرونده‌ی خود و دیگر اعضای محفل پتراشفسکی نوشته و البته مشروح بازجویی‌هایش را طی زمان رسیدگی به این پرونده بی‌کم‌وکاست آورده‌است.
تصویر از تخم مرغ های شوم

تخم مرغ های شوم

خم‌مرغ‌های شوم هجویه‌ای درخشان و تخیلی، اما بسیار واقع‌گرایانه از دخالت دیکتاتوری در علم است؛ روایتی است از حکومت‌های ناکارآمدی که می‌خواهند جباریتشان را به علم نیز تحمیل کنند و سپس فاجعه می‌آفرینند.
تصویر از راز

راز

رمان «راز» کتابی به قلم «فیلیپ گرمبر» و ترجمه شده توسط «مهستی بحرینی». فیلیپ گرمبر داستان خود را را در ابتدای امر از یک روایت فلات و یکنواخت شروع می کند. فضایی مسحور کننده که در عوامل طبیعی ریز به ریز چیده می شوند که ناگهان و به یک آن به یک نقطه عطف برسیم و همه چیز دگرگون شود. شاید بهترین ایماژی که می تواند این داستان را به تصویر درآورد همان طرح جلد کتاب باشد. طرحی که با هشیاری نشر «ماهی» آن را بر گزیده است. این رمان آن قدر برای گرمبر خوش آمد بود که جوایز زیادی را برای آن به ارمغان آورد و بر شهرتش افزود. باید گفت بر اساس این رمان فیلمی با اهمیتی به کارگردانی «کلود میلر» فرانسوی ساخته شده است. برای آنان که علاقه مند به سینما هستند حتما توصیه می شود که ابتدا رمان را بخوانند و بعد به سراغ فیلم بروند. در آخر باید گفت این رمان در سال 1399 برای اولین بار به بازار کتاب ارائه شده است و آنرا می توانید به صورت یک کتاب جیبی، همراه خود داشته باشید.
تصویر از تا در محله گم نشوی

تا در محله گم نشوی

تا در محله گم نشوی بازی دائمی نور و سایه است، مبارزه ی بی پایان خاطره و فراموشی است. ژان درگان نویسنده ای میانسال است که به ملال گرفتار آمده و عزلت نشینی اختیار کرده. روزی شخصی به نام ژیل اتولینی با او تماس می گیرد و خبر از پیدا شدن دفترچه ای می دهد که درگان در ایستگاه قطار لیون گم کرده بود. در این دفترچه اسمی آمده که کنجکاوی اتولینی را برانگیخته و حالا می خواهد از درگان اطلاعاتی درباره ی شخص مذکور به دست آورد. کنجکاوی اتولینی درگان را به گذشته های دور می برد و بهانه ای می شود برای باز کردن کلاف های درهم تنیده ی روزگار کودکی اش.
خانه ی ماتریونا

خانه ی ماتریونا

خانه ماتریونا به همراه خرده‌ریزها
نویسنده: الکساندر سالژنیتسین
مترجم: عبدالرضا ناطقی
نشر: ماهی

کتاب خانه ماتریونا، رمانی نوشته ی الکساندر سولژنیتسن است که اولین بار در سال 1963 انتشار یافت. راوی این داستان جذاب، یک معلم ریاضی است که قبلاً در اسارات «گولاگ» (اداره کل اردوگاه های کار و اصلاح اتحاد جماهیر شوروی) بوده است. او کاری را در مدرسه ای واقع در یک مزرعه ی اشتراکیِ بزرگ می یابد. پس از این اتفاق، ماتریونا به راوی، جایی را در خانه ی کوچک و رو به ویرانی خود پیشنهاد می کند. راوی این پشنهاد را می پذیرد و آن ها در کنار هم در یک اتاق مشغول زندگی می شوند. راوی، میان زندگی کارگران این مزرعه با زندگی کارگران و بردگانِ زمین‌داران در دوران قبل از انقلاب، تفاوت چندانی نمی بیند. ماتریونا با دستمزدی ناچیز و یا حتی بدون دستمزد در مزرعه کار می کند. او مجبور می شود بخشی کوچک از خانه ی خود را به یکی از آشنایانی بدهد که قصد دارد از چوب آن، برای ساخت خانه ای دیگر در روستا استفاده کند. کشاورزانی مست با تراکتوری که بدون اجازه برداشته اند، تصمیم می گیرند که چوب ها را شبانه انتقال دهند. اما در همین حین، رقم خوردن اتفاقی غیرمنتظره روند داستان را تغییر می دهد.
تصویر از سوفیا پتروونا

سوفیا پتروونا

کتاب سوفیا پتروونا، رمانی نوشته ی لیدیا چوکوفسکایا است که نخستین بار در سال 1965 وارد بازار نشر شد. این کتاب را می توان شرح داستانی نویسنده از دوران «پاکسازی بزرگ» (عملیات سرکوب سیاسی در اتحاد جماهیر شوروی از سال 1936 تا 1938 میلادی) در نظر گرفت. سوفیا، زنی بیوه است که به عنوان تایپیست در چاپخانه ای در لنینگراد کار می کند. وقتی پسر این شخصیت درگیر ماجراها و آشوب های «پاکسازی بزرگ» می شود، سوفیا به صف طویل زنانی می پیوندد که پشت در مراجع قضایی ایستاده اند با این امید (هرچند ناچیز) که خبری خوب را دریافت کنند. سوفیا پس از مواجهه با دنیایی که اخلاقیات در آن معنایی ندارد، به جنون پناه می آورد؛ جنونی که خود را با توهماتی نشان می دهد که تفاوت چندانی با دروغ های اطرافیانش برای محافظت کردن از خودشان ندارد. رمان سوفیا پتروونا، شرحی جذاب، کمیاب و فوق العاده ارزشمند از «پاکسازی بزرگ» استالین است.
تصویر از شنبه ی گلوریا

شنبه ی گلوریا

کتاب شنبه گلوریا نوشته ماریو بندتی است که با ترجمه لیلا مینایی منتشر شده است. کتاب شنبه گلوریا را انتشارات ماهی منتشر کرده است این مجموعه شامل تمام داستان‌های کوتاه بندتی به اسپانیایی است.
تصویر از عصیان

عصیان

عصیان رمانی از نویسنده اتریسی، یوزف روت است که در سال ۱۹۲۴ به چاپ رسید. این کتاب داستان یک جانباز جنگی را روایت می‌کند که پس از از دست دادن یک پا، تبدیل به نوازنده‌ای دوره‌گرد می‌شود.
تصویر از یک رمانک لمپن

یک رمانک لمپن

«یک رمانک لُمپن» نام اثر عجیب دیگری از روبرتو بولانیو، نویسنده معاصر شیلیایی است که پیش از مرگ زودهنگامش در ۴۹ سالگی، منتشر شد. بولانیو نویسنده آوانگارد (تجربی و نوآوارنه) شیلیایی، نماد نسلی از نویسندگان آمریکای لاتین است که صاحب جهان ادبی منحصربه‌فرد و بدیعی شمرده می‌شوند. کسانی همچون بورخس، یوسا، فوئنتس اما با این تفاوت که بولانیو یک نویسنده مستقل محسوب می‌شود نه نماینده سبکی خاص در ادبیات امریکای لاتین. در «یک رمانک لُمپن»، بولانیو برخلاف آثار دیگرش که در آنها معمولا سراغ دنیای نویسندگان و شاعران و درگیرهای آنها با خودشان و محیطشان می‌رود، به سراغ داستان زندگی دو آدم معمولی رفته است. خواهر و برادری که پدرو مادرشان را در تصادف از دست داده‌اند و پس از این فقدان است که ماجراهای مرموز و عجیب و غریبی در زندگی برایشان پیش می‌آید و یکی از آنها هم، راه دادن دو فرد غریبه به خانه است که رفتارهای خاص و عجیبی دارند و باعث می‌شوند آنها به خانه یک سلبریتی نابینا دستبرد بزنند. «پدر و مادرمان وقتی برای اولین بار دونفره به تعطیلات می‌رفتند، در تصادفی در جاده‌ای حوالی شهر ناپل مردند، شاید هم جادهٔ مخوف دیگری در جنوب. ماشین ما فیاتی بود زردرنگ، دست دوم، گرچه نو به نظر می‌رسید. تنها مشتی آهن‌پارهٔ خاکستری از آن به جا ماند. وقتی در گورستان ماشین‌های ادارهٔ پلیس، کنار ماشین‌های تصادفی دیگر، دیدمش، از برادرم پرسیدم «مگر زرد نبود»؟ برادرم گفت چرا، معلوم است که زرد بود، اما این مال قبل است، قبل از تصادف. برخوردهای شدیدْ رنگ یا تصورمان از رنگ را دگرگون می‌کنند. نمی‌دانم منظورش از این حرف دقیقآ چه بود. از او پرسیدم. گفت: نور... رنگ... همه‌چیز. با خودم گفتم طفلکی بیش‌تر از من لطمه دیده است.» «یک رمانک لمپن» بولانیو فضای عجیبی دارد، نه رئال است و نه فانتزی. همه چیز در آن ساده می گذرد اما پیرنگ عجیب و راوی عجیب‌تر آن که خواهر سرآسیمه و عصبی داستان است، نمی‌گذارند شما کتاب را نصفه و نیمه رها کنید.
تصویر از کنستانسیا

کنستانسیا

کنستانسیا روایت زندگی زن و مردی‌ است که ۴۰ سال در کنار هم با عشق زندگی کرده‌اند، اما در دوران میان‌سالی با حوادثی روبه‌رو می‌شوند که مسیر زندگی‌شان را تغییر می‌دهد. داستانی هرچند کوتاه، اما بسیار پُرمفهوم و البته درک آن کمی سخت است‌. راوی داستان، دکتر ویتبی هال، یک پزشک امریکایی است که با همسر اندلسی خود، کنستانسیا، در شهری به‌نام ساوانا واقع در جنوب امریکا زندگی می‌کند. محوریت داستان یک هنرپیشه‌ی روس تبعیدشده به امریکا به نام موسیو پلوتنیکوف است و اولین پاراگراف از کتاب با جمله‌ای از او آغاز می‌شود که در حقیقت ذهن مخاطب را در فضایی مابین خیال و واقعیت درگیر می‌کند: موسیو پلوتنیکوف، بازیگر سالخورده‌ی روس، روز مرگش به سراغ من آمد و گفت سال‌ها خواهد گذشت و من روز مرگ خودم به دیدار او خواهم رفت.
سمفونی پاستورال

سمفونی پاستورال

نویسنده: آندره ژید
مترجم:اسکندر آبادی
نشر: ماهی
«سمفونی پاستورال» اثر آندره‌ ژید، برنده نوبل ۱۹۴۷ و خالق «مائده‌های زمینی» است. این اثر در بین آثار ترجمه شده آندره‌‌ ژید به فارسی، رکورددار است و ناشران مختلفی تاکنون آن را ترجمه و منتشر کرده‌اند. رمان «سمفونی پاستورال» که نام خود را از سمفونی شماره شش بتهوون گرفته است، درباره یک کشیش پروتستان است که با وجود داشتن پنج بچه و خانه‌ای کوچک، سرپرستی یک دختر نابینا به اسم ژرترود را هم قبول می‌کند. ژرترود پیش از این تحت سرپرستی یک پیرزن ناشنوا و فرسوده بود که کلمه‌ای با او حرف نمی‌زد و حالا پیرزن مرده و دخترک پس از مدت‌ها بی‌همزبانی و دنیای تاریکش پا به دنیای ناشناخته‌ای گذاشته که با آن بیگانه است. اما کشیش با مشورت با متخصصی اعصاب و روانی به اسم دکتر مارتن می‌کوشد با کمک طبیعت، موسیقی و ذات انسانی دختر را به زندگی بازگرداند. «نخستين لبخند ژرترود رنج و درد مرا يكسره از دل زدود و زحماتم را صدباره پاداش داد، زيرا: «هرآينه به شما می‌گويم: اگر شبانی كه خود من باشم بره‌ای گمشده را بازيابم، از يافتن او بيش‌تر شادی می‌كنم تا از آن نود و نُه گوسفندی كه گم نشدند.» (انجیل متی). صادقانه اعتراف می‌كنم كه هرگز لبخند يكی از فرزندانم قلبم را چنين از شادی لبريز نكرده بود كه لبخند ژرترود با من چنين كرد. يك روز صبح، ناگهان چهره‌ی بی‌اعتنای او رنگی از احساس به خود گرفت. آشكارا ديدم كه رنج روزهای متمادی به بار نشسته است و او به آموختن اشتياقی وافر دارد و به هرچه می‌گويم توجهی عميق نشان می‌دهد.» تربیت و تعلیم ژرترود به کشیش انگیزه‌ای می‌دهد که خودش را رشد دهد و کتاب مقدس را هم با دید تازه‌ای بخواند تا این که عشق به سراغ کشیش می‌آید و او هر روز بیشتر عاشق دختر می‌شود در حالی که دختر پیش از آن عاشق پسر جوان کشیش شده است. ژید در این اثر از عشقی ناب و دور از هوس حرف می‌زند و گاه با نگاهی طنز آموزه‌های مذهبی را مقابل عشق قرار می‌دهد. راوی داستان هم خود کشیش است که دفتر خاطراتش را می‌نویسد. از این اثر فیلمی به همین نام، در سبک درام به کارگردانی ژان دولانوا، کارگردان فرانسوی در سال ۱۹۴۶ ساخته شد که همان سال هم برنده‌ی جایزه‌ی بزرگ جشنواره فیلم کن شد.
کتاب رویای آدم مضحک

رویای آدم مضحک

کتاب رؤیای آدم مضحک مجموعه‌ای از 7 داستان کوتاه از نویسنده‌ی بزرگ روس فیودور داستایفسکی است. عناوین داستان‌های این مجموعه به ترتیب «آقای پروخارچین»، «پولزونکوف»، «دزد شرافتمند»، «ماری دهقان»، «کروکودیل» و «رویای آدم مضحک» است که هرکدام از آن‌ها مربوط به دوره‌ای از زندگی نویسنده است. داستان رویای آدم مضحک که عنوان اصلی کتاب از روی این داستان انتخاب شده در سال 1877 منتشر شد. داستایفسکی این داستان را سال‌ها بعد از نوشتن آثار بزرگش همچون جنایت و مکافات و قمارباز نوشته است. به همین دلیل می‌توان پختگی و رشد قلم نویسنده را هم در خلل داستان‌های این مجموعه که درنهایت به رویای آدم مضحک ختم می‌شود را حس کرد. با اینکه موضوع داستان ها با یکدیگر تفاوت دارند اما نبوغ و هنر داستایفسکی در لایه‌های پنهان هر اثر امری است اجتناب‌ناپذیر. این کتاب در ایران با ترجمه‌ی رضا رضایی از سوی نشر ماهی منتشرشده است.
تصویر از بیوتن

بیوتن

بیوتن یکی از رمان هایی است که در حوزه دفاع مقدس و جنگ نوشته شده و تا حدودی مورد قبول کارشناسان قرار گرفته است و جزو رمانی های تأثیرگذار و موفق در حوزه دفاع مقدس می‌باشد و حتی در یک سال 8 بار تجدید چاپ شده است. رمان بیوتن اثر رضا امیر خانی است. این کتاب در جشنواره آثار 20 سال دفاع مقدس برگزیده شد در اولین دوره ی جشنواره مهر و دومین جشنواره ی دفاع مقدس مورد تقدیر قرار گرفته است که در سال 1387 توسط انتشارات علم به چاپ رسیده است. بیوتن داستان جانبازی است که پس از گذشت سالیان دراز از جنگ هنوز در گیر سوالاتی است که جواب روشنی برایشان ندارد. داستان با عشق آرمیتا که دختری ایرانی و ساکن آمریکا است ادامه می یابد و به همین دلیل ارمیا به آمریکا مهاجرت می کند ولی در آن جا درگیر مشکلاتی دیگر می شود چرا که وارد دنیای جدیدی شده که اختلافات زیادی با عقاید ارمیا دارد و پس از آن داستان رنگ و بوی سیاسی به خود می گیرد. بررسی شخصیت و نوع پردازش رمان بیوتن نشان می دهد که عمده ترین اشخاص رمان در چند طیف قابل طبقه بندی هستند. دسته اول ایرانیانی هستند که به آمریکا سفر کرده اند و در آنجا دارای شغل و زندگی هستند. دسته دوم عرب هایی هستند که از کشورهای مختلف عربی به آمریکا سفر کرده و در آنجا اقامت دارند و دسته سوم آمریکاییهایی هستند که در نزدیکی آپارتمان ایرانیها اقامت دارند.
تصویر از محرمانه میلان

محرمانه میلان

رمان محرمانه میلان، روایتی جذاب از دل مهاجرت است. روایتی از مهاجرینی بی‌سرزمین که به هر کجا دست دراز کنند، جایی برای زندگی آنان نیست. تصویری تمام‌نما از انسان معاصر در جامعه غرب است. اویی که خانه ندارد. نویسنده شخصیت‌ها را به خوبی پرداخته است. انسانی که از افغانستان تا ایران و ترکیه و بعد هم اروپا طعم آوارگی و غربت را می‌چشد. رمان به واقع این سئوال را مطرح می‌کند «وطن کجاست؟ و انسان امروز کجا را می‌تواند به عنوان وطن برگزیند؟»
تصویر از چپ دست ها

چپ دست ها

پشت دیوارهای زندان، جایی‌ست که کنجکاوی همهٔ ما را برمی‌انگیزد‌. هرچیزِ ناپیدا یا نیمه‌پیدایی، تعلیق دارد. یونس عزیزی به‌سراغ این تعلیق رفته است و از زندان روایت کرده است؛ جایی که جزئیات زیادی از آن نمی‌دانیم و همیشه در هاله‌ای از ابهام بوده‌ است برایمان. چپ‌دست‌ها روایت مردی به‌نام آصف است که برای گذراندن دورهٔ سربازی، در زندان خدمت می‌کند. او، قربانی نقشه یک قاچاقچی برای جابه‌جایی مواد مخدر و درگیر حوادث پس از آن می‌شود. حالا مأموریت جدید آصف، فراری‌دادن زندانی است...
فرنی  و زویی

فرنی و زویی

فرنی و زویی جی.دی.سلینجر ترجمه: امید نیک فرجاام « دانش باید به حکمت و معرفت منتهی بشه و اگه نشه مفت نمی ارزه! اما هیچ کس بهش اشاره نمی کنه! تو دانشگاه حتی یه کلمه هم به گوشت نمی خوره که قراره معرفت هدف کسب دانش باشه. یعنی حتی کلمه معرفت هم به گوش آدم نمی خوره!»[1] فرنی و زویی دو فرزند کوچک خانواده ی بزرگ گلس هستند. به غیر از آنها خانواده گلس پنج فرزند دیگر نیز دارند. رمان فرنی و زویی شامل دو داستان درباره این دو فرزند است. داستان اول درباره فرنی است که کوچکترین دختر خانواده است. این داستان شرح ملاقات فرنی با پسری به نام لین کاتل است. فرنی که علاقه زیادی به ادبیات و عرفان شرقی دارد دست به گریبان یک بحران روحی عرفانی است. وی مشغول خواندن یک کتاب عرفانی می شود و آشفتگی های روحی و فکری به سراغش می آید و عوالمی برای وی آشکار می گردد. داستان دوم نیز روایت زویی کوچکترین پسر خانواده است. زویی برادر بزرگ فرنی است و بازیگری می خواند. وی به همراه خانواده اش تلاش می کند فرنی را از بحران روحی نجات دهد. برادر بزرگ این خانواده به نوعی قدیس خانواده آنها است که سال ها قبل خودکشی کرده است. بادی یکی دیگر از اعضای خانواده سال ها است در انزوا به سر می برد.
تصویر از شماره صفر

شماره صفر

نویسنده: اومبرتو اکو مترجم: رضا علیزاده انتشارات روزنه «شماره صفر» آخرین رمان اومبرتو اکو (۱۹۲۲-۲۰۱۶)، نویسنده و نشانه‌شناس بزرگ ایتالیایی است که یک سال پیش از مرگش بر اثر سرطان، در سال ۲۰۱۵ منتشر شد و به سرعت در لیست پرفروش‌ها قرارگرفت. اکو در این رمان که برخلاف رمان‌های دیگر او، بسیار کوتاه است. دو داستان را پیش می‌برد. داستان یک روزنامه‌نگار حقه‌باز به نام کولونا در سال ۱۹۹۲ و دیگری داستان تیراندازی به موسولینی و معشوقه‌اش در سال ۱۹۴۵ در دریاچه کومو. داستان دوم از دل داستان اول بیرون می‌آید.
تصویر از رازهای سرزمین من

رازهای سرزمین من

رضا براهنی
دو جلدی
انتشارات نگاه
تصویر از شوهر آهو خانم

شوهر آهو خانم

کتاب شوهر آهو خانم اثر علی محمد افغانی، یکی از بهترین رمان‌های فارسی در پنجاه سال اخیر است. ماجراهای این کتاب سرگذشت یک یا چند تن و حوادث آن، وقایع روزانه یک یا چند شهر نیست، بلکه تمامی روزگار ما و ماجراهای زمانه همچون شط پهناوری در آن جاری است، و اهمیت این رمان در همین است، در این که همچون آیینه چهار بعدی عظیمی خصوصیات برجسته روزگار ما را منعکس ساخته است.
تصویر از روایت دلخواه پسری شبیه سمیر

روایت دلخواه پسری شبیه سمیر

روایت دلخواه پسری شبیه سمیر تازه‌ترین اثر محمدرضا شرفی خبوشان توسط انتشارات شهرستان ادب منتشر شد. داستان دلداگی به وطن.. تا لحظه‌ی مرگ و چه بسا پس از مرگ. روایت دلخواه پسری شبیه سمیر داستان شهیدی ایرانی است که به اشتباه به عراق منتقل می‌شود و برای خاکسپاری به وادی السلام انتقال می‌یابد.

پس از بیست سال

«پس از بیست سال» رمان تاریخی مذهبی با محوریت جریانات به خلافت رسیدن امام علی(ع) تا قیام عاشورا است. اتفاقات جنگ صفین، اشاره به یاران امام علی(ع) از جمله ابوذر و در کنار این مستندات تاریخی، تاروپودی از ماجرایی عاشقانه روایت داستان را دلپذیرتر می‌سازد.
تصویر از وضعیت بی عاری

وضعیت بی عاری

وضعیت بی‌عاری داستانی پر افت و‌خیز و پرماجراست. روایتی چند بعدی از عشق، جنگ، جغرافیای جنوب ایران، فرهنگ و رسوم مندائیان ساکن جنوب ایران و از همه مهم‌تر دین‌شناسی صابئین مندائی‌. «حلیمه» دختر مسلمانی که زندگی پر فراز و نشیبی داشته به روایت داستانش می‌نشیند. تعریف میکند از دل باختنش به رام، پسر یکی از بزرگان آیین مندایی که چشم همه به اوست تا جهان را پر از خیر و برکت کند. داستان از زبان سیزده راوی روایت می‌شود و همگی در طول هم ماجرای کلی رمان را پیش می‌برند.

بی کتابی

بی‌کتابی داستانی نوشته محمدرضا شرفی خبوشان ماجرای دلال کتابی در زمان مشروطه است که دیوانه‌وار به دنبال کتاب‌های قدیمی و نسخ خطی‌ می‌گردد. دلال داستان برای به دست آوردن نسخه باارزشی از یک کتاب وارد رقابت با هم‌صنف‌های خود می‌شود و در این راه خطرهای بسیاری را به جان می‌خرد. در این بین اما صدای وجدانش لحظه‌ای آرامش نمی‌گدارد. شرفی خبوشان با هنرمندی در بی‌کتابی تصویر انسان حریصی را نشان می‌دهد که در تمامی زندگی‌اش میل به داشتن و بیش‌تر داشتن بر او حکمرانی می‌کند. شخصیت اصلی کتاب اما انسان باهوشی است که خواننده را با خود همراه می‌کند، مخاطب خود را به جای او می‌گذارد و توصیف‌های فوق‌العاده نویسنده خواننده را همه‌جوره درگیر خود می‌کند. در انتها رجوع به خویشتن و درک بیشتر از حقیقت زندگی، فضای کتاب را با درون هر انسان گره می‌زند و افق جدیدی را برایش باز می‌کند.

دخیل هفتم

دخیل هفتم از زبان مردی چهل ساله روایت می شود. پسر جوان و عاشق پیشه‌ای به اجبار از او می خواهد که داستان عشقش را تعریف کند. راوی از دختری می‌گوید که سال ۵۷ عاشق هم بودند و فعالیت انقلابی می‌کردند و هر دو به زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری می‌افتادند. با پیروزی انقلاب، مرد آزاد می‌شود ولی فاطمه گم می‌شود و کسی از او خبری ندارد. فاطمه برادری مبارز داشت که پس از آزادی راوی به او شک کرد که نکند او خواهرش را لو داده و به همین خاطر توانسته است از آن زندان فرار کند؟ راوی برای همیشه با برادر فاطمه قطع رابطه می‌کند.