جستجو
منو بستن

مراسم قطع دست در اسپوکن

تولید کننده: بیدگل
معرفی کتاب مراسم قطع دست در اسپوکن اثر مارتین مک دونا
مترجم: بهرنگ رجبی
انتشارات: نشر بیدگل

نمایشنامه ای سرشار از خشونت در باب ماهیت زندگی در شرایط التقاطی پست مدرن است. زندگی که حتی اعضا و جوارح بدن در آن تکه تکه می شوند. کارمایکل با یک چمدان پر از دست سفر می کند. توبی دستی دارد که دوست دارد کارمایکل را با قیمت مناسب بفروشد. مریلین آرزو می کند توبی هرگز آن دست را از موزه به سرقت نبرد. مرگ و زندگی در چنگال اوضاع است و سرنوشت توسط دیوانه ها و دیوانگان در این بازی جدید کمیک تاریک از نمایشنامه نویس تحسین شده مارتین مک دونا اداره می شود. این اثر انتقادی ماهیت زندگی روزمره آمریکایی ها را برملا می کند ، وسواس ، تعصبات ، جنون ، وحشت ها و مهمتر از همه پوچی هایی را که مردم در زیر آن می خزند را آشکار می کند.
36,000 تومان
i h
ارسال به
*
*
Shipping Method
نام
تخمین زمان ارسال
مبلغ
گزینه حمل و نقلی تعیین نشده است

مَریلین: [ترسیده]کو؟ بهم قول دادی اذیتش نمی‌کنی؟

کارمایکل: می‌خوای بدونی من چه قدر دنبال این گشته‌م مریلین؟

مریلین: یه دستی لعنتی گفتم کو؟

[کارمایکل خیلی سر صبر می‌گردد تا مریلین را نگاهی کند...]

منظورم لعنتی بود.

[مکث. کارمایکل خیلی سرصبر به پشت سر مریلین اشاره می‌کند. به کمدی که توی‌اش شلیک کرده بود.]

اون جا چی کار می‌کنه؟

کارمایکل: اینو می‌تونم بهت بگم که نمی‌رقصه اون تو.

[هم‌زمان که کارمایکل با دقت و احتیاط شروع می‌کند به باز کردن بسته. مَریلین وحشت‌زده می‌رود دم کمد. دودل و با ترس‌ولرز درش را باز می‌کند و توی‌اش را نگاه می‌کند. خم می‌شود. دستش را گذاشته روی دهان‌اش.]

مَریلین: چی کار کرده‌ی باهاش؟

کارمایکل: من هیچ کاری باهاش نکرده‌م.

مریلین: بی‌هوشه.

کارمایکل: بی‌هوش نیست. [می‌رود و توی کمد را نگاه می‌اندازد.] نه راست می‌گی. واقعا بي‌هوشه. فکر کنم هفت تیره رو که شلیک کردم از هوش رفته.

[کارمایکل برمی‌گردد سروقت بسته؛ مریلین دارد نگاهش می‌کند.]

کنار کله‌ش شلیک کردم.

مریلین: این خیلی کار وحشتناکیه که!

کارمایکل: فکر کنم.

مشخصات محصولات
پدید آورندهمارتین مک دونا
مترجمبهرنگ رجبی
تعداد صفحات112
سال انتشار1393
نوبت چاپدهم
قطع کتابرقعی
نوع جلدشومیز
شابک978-600-5193-80-0
0.0 0
نقد و بررسی خود را بنویسید بستن
*
*
  • بد
  • عالی
*
*
*