جستجو
منو بستن

آخرین پدر خوانده

تولید کننده: افق
نویسنده: ماریو پوزو
مترجم: حبیب الله شهبازی
انتشارات: افق

آخرین تلاش‌های کلریکوزیو بزرگ خاندانی مافیایی، به رسمی و قانونی کردن فعالیت‌های خانواده‌اش معطوف شده بود. 25 سال بعد نوه‌اش دانته و برادرزاده‌اش کراسیفیسکو (کراس) پا به دنیای قدرت گذاشته بودند. خان که 18 سال از پدرخواندگی‌اش می‌گذشت کم‌کم در آستانه‌ی بازنشستگی قرار می‌گرفت. کراس ثروت زیادی را در کازینوی لاس وگاس جمع کرده بود و قصد داشت که در آینده‌ای نزدیک به قدرت اول خاندان تبدیل شود. با این حال، زمانی‌که از کشتن دوست قدیمی خود سرباز می‌زند، از خاندان اخراج می‌شود و دانته به عنوان تنها قدرت باقی‌مانده شناخته می‌شود. میل شدید دانته به پدرخواندگی و قدرتمند شدن، باعث می‌شود تا او تصمیم به قتل بزرگان بگیرد و تمام موانع را از سر راه خود بردارد. دانته تصمیم به قتل پدر کراس می‌گیرد و پس از مدتی کراس متوجه می‌شود که خود او نیز در لیست‌ سیاه قرار گرفته است لذا نقشه‌ای طراحی می‌کند تا دانته را در مخمصه بیندازد ...
75,000 تومان
i h
ارسال به
*
*
Shipping Method
نام
تخمین زمان ارسال
مبلغ
گزینه حمل و نقلی تعیین نشده است

کواگ- 1965 / یک‌شنبه‌ی نخل، اولین یک‌شنبه قبل از عید پاک، یک سال پس از جنگ بزرگ علیه خاندان سانتادیو، دومینکو، خان کلریکوزیو، جشن غسل تعمید دو کودک خانواده از خون خود را برگزار کرد و مهم‌ترین تصمیم زندگی‌اش را گرفت. او تمامی سران خاندان‌های آمریکا، به علاوه آلفرد گرانولت، مالک هتل و کازینوی زانادو در لاس‌وگاس و دیوید ردفلو، که امپراتوری وسیع توزیع مواد مخدر ایالت متحده را در دست داشت، دعوت کرد. همه تا حدودی از شرکای وی.

اکنون قدرتمندترین رئیس یک خاندان مافیایی در آمریکا، خان گلریکوزیو، در نظر داشت تا آن قدرت سترگ را در ظاهر رها کند. دیگر قدرت آشکار بیش از حد خطرناک بود و زمان زمان بازی دیگر. اما رها کردن آن قدرت در ظاهر نیز کم از خطر نبود. او باید این کار را به ماهرانه‌ترین شکل و با رضایت قبلی واقعی انجام می‌داد و این امر باید در پایگاه خودی صورت می‌گرفت.

ملک کلریکوزیو در کواگ ده  هکتار زمین را شامل می‌شد؛ محصور با دیوار آجری ده فوتی حفاظت شده با سیم‌های خاردار و سنسورهای الکتریکی. به غیر از خانه‌ی خان، شامل خانه‌های سه پسرش و حدود 20 خانه‌ی کوچک برای نزدیکان مورد اعتماد خاندان نیز می‌شد.

پیش از رسیدن میهمانان، خان و پسرانش دور میز سفید آهنی در باغچه‌ی پشت خانه جمع شدند. بزرگ‌ترین آن‌ها، جورجیو، قد بلند با سبیلی کوچک. اندامی لاغر و کشیده و آراسته با لباس‌های دست دوز به سان یک جنتلمن انگلیسی. بیست و هفت ساله. در خود و گرفته. با لحنی گزنده و صورتی در هم. خان به جورجیو اطلاع داد که وی به مدرسه‌ی بازرگانی وارتون خواهد رفت و در آن‌جا با تمام فوت و فن‌های دزدیدن پول به صورت قانونی آشنا خواهد شد. جورجیو نه اعتراضی کرد نه سوالی. این یک فرمان شاهانه بود نه دعوت به بحث. سرش را به علامت اطاعت تکان داد.

مشخصات محصولات
پدید آورندهماریو پوزو
مترجمحبیب الله شهبازی
تعداد صفحات640
سال انتشار1386
نوبت چاپچهارم
قطع کتابرقعی
نوع جلدشومیز
شابک978-964-369-322-0
0.0 0
نقد و بررسی خود را بنویسید بستن
*
*
  • بد
  • عالی
*
*
*