جستجو

آواز بلند

داستان در همدان سالهای جنگ میگذرد. شهری که زیر بارش موشکهای صدام به سختی نفس میکشد. مخصوصا وقتی انبار نفت را هدف قرار میدهند و صبح که مردم از خواب بیدار میشوند روی همه چیز را قشری از خاکستر گرفته.
چاپ پنجم رمان آواز بلند با ظاهری جدید عرضه شد.
کد محصول: 502-1
18,000 تومان
i h
ارسال به
*
*
Shipping Method
نام
تخمین زمان ارسال
مبلغ
گزینه حمل و نقلی تعیین نشده است
زمان تحویل: 1-2 روز

همین طور که سینی را توی دستم گرفته بودم ناخودآگاه جلوتر رفتم آب دهانم را قورت دادم و آرام پرسیدم: یعنی شما خود خود رضاشاه هستید؟ پیرمرد انگار که حواسش جای دیگری باشد کاسه آب را از توی سینی مسی برداشت آن را یک نفس سر کشید و گفت: اعلیحضرت قوی تدرت پری شوکت همایون رضاشاه پهلوی، داری آب میشی مثل یک گلوله برف تو آفتاب تموز. من نمیدانستم تموز یعنی چه اما حسینعلی که مثل همیشه از ننه اش یک چیزهایی شنیده بود از عقب گردن کشید و آرام بیخ گوشم گفت که تموز را قدیمی ها به تیر ماه میگویند، آفتاب تموز هم یعنی آفتاب داغ چله تیر ماه. حسینعلی که رادیو را بغل گرفته بود حالا شانه به شانه من ایستاده بود و محو تماشای پیرمرد.

مشخصات محصولات
نوع جلدشومیز
پدید آورندهعلی اصغر عزتی‌پاک
سال انتشار1392
نوبت چاپچهارم
قطع کتابرقعی
شمارگان2000
تعداد صفحات138
شابک9786006889412
0.0 0
نقد و بررسی خود را بنویسید بستن
*
*
  • بد
  • عالی
*
*
*